شروع جنگ بعد از محاصره دریایی یا بازگشت به مذاکره؟ | ابوالفتح: ترامپ فقط امتیازات هستهای نمیخواهد | مذاکره تمام نشده اما...
به گزارش اقتصادنیوز، مذاکره ایران و آمریکا که در عالی ترین سطح خود در 47 سال گذشته در اسلامآباد پاکستان برگزار شد، بدون نتیجه به پایان رسید. اینکه نمایندگان دو کشور بار دیگر رو در روی هم بنشینند هنوز مشخص نیست، اما تجربه سه دور مذاکره ایران و آمریکا (پیش از جنگ 12روزه، پیش از جنگ 40 روزه و مذاکرات اسلام آباد) نشان میدهد مسیر توافق بسیار دشوار است.
اقتصادنیوز: یک دیپلمات سابق چند اصل اساسی در روابط بین الملل را یادآوری کرد؛ هیچ دشمنی و دوستی پایدار نیست و هیچ جنگ و اختلافی همیشگی نیست. او تاکید می کند که اتفاقا در میانه جنگ دیپلماسی باید سیالتر عمل کند.
سوال اساسی آنجاست که طرفین اساسا تمایلی به نشستن دوباره پشت میز مذاکره دارند؟ ایران چه پیشنهادی پیش روی آمریکا بگذارد تا ترامپ راضی شود؟
اقتصادنیوز این پرسشها را با امیرعلی ابوالفتح تحلیلگر مسائل بینالملل در میان گذاشته است.
ابوالفتح توافق بین ایران و آمریکا را بعید میداند چراکه آمریکا اساسا به دنبال تسلیم ایران است و حاضر نیست از بخشی از خواستههای خود چشمپوشی کند.
او میگوید اقدام ترامپ به محاصره دریایی ایران نه فقط تنگه هرمز را باز نکرده، بلکه اساسا باعث دوقفله شدن آن شده است.
مشروح گفتوگوی اقتصادنیوز با امیرعلی ابوالفتح را در ادامه بخوانید؛
****
* مذاکرات ایران و آمریکا بدون توافق به پایان رسید. آیا شما سیگنالی از طرفها میبینید که ایران و آمریکا دوباره پای میز مذاکره بنشینند؟
ببینید، من معتقدم مذاکره اصلاً تمام نشده است. مذاکره ۴۷ ساله در جریان است؛ چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، چه در مورد موضوعات دوجانبه و چه در موضوعات غیردوجانبه. مشکل در رسیدن به توافق است. سخنرانی، خط و نشان کشیدنها،بیانیه صادر کردنها یا توییت زدنها همه بخشی از مذاکره بوده، هست و خواهد بود. احتمال اینکه دوباره هیئتها به شکل غیرمستقیم، چندجانبه، دوجانبه، مستقیم یا غیرمستقیم در یک شهری با هم مواجهه داشته باشند، وجود دارد، اما من بعید میدانم توافقی صورت بگیرد، چراکه آمریکا حاضر نیست از مواضع خود کوتاه بیاید.
آنطور که رسانههای آمریکایی گفته اند، دستورالعملی به هیئت آمریکایی داده شده که باید ۱۰۰ درصد خواستههای آمریکا تحقق پیدا کند. یعنی عملاً دونالد ترامپ از ایران «موافقت با تسلیم» میخواهد. رویکرد ترامپ این است که هر آن چیزی که آمریکا و واشنگتن اعلام کند، ایران باید بپذیرد. جای چانهزنی و تخفیف گرفتن و امتیاز گرفتن، اینها نیست.
آمریکا اعلام کند و ایران بپذیرد.، این منطقی است که دونالد ترامپ دارد. با این رویکرد امکان رسیدن به توافق نیست، مگر اینکه آمریکاییها بتوانند ایران را به لحاظ نظامی به گونهای شکست بدهند که تسلیم بیقید و شرط را بپذیرد. این اتفاق نیفتاده و چشمانداز تحقق آن هم فعلاً وجود ندارد.
ایران و آمریکا حاضر به عدول از مواضع خود نیستند
* ترامپ دیروز به فاکس نیوز گفت که «من ۱۰۰ درصد را میخواهم، نه ۹۰ یا ۹۵ درصد». شما معتقدید سیاست «اعمالی» و «اعلانی» آمریکاییها یکی است؟
من در مذاکرات نیستم؛ من هم مثل شما هر آنچه که به عنوان خروجی از اتاقهای در بسته خارج میشود را میشنوم. شواهد و قرائن نشان میدهد که اگر قرار بود طرفین از خواستههایشان عدول کنند الان به توافق رسیده بودند! برجام چطور حاصل شد؟ هردو مقداری کوتاه آمدند، امتیاز دادند، دو سال مذاکره کردند و متنی ۱۵۶ صفحهای به دست آمد.
از زمانی که آمریکا از برجام خارج شده، این اتفاق نیفتاده است. مسلما طرفین حاضر نشدهاند از همه مواضع خود کوتاه بیایند یا به همدیگر امتیاز بدهند. نمیدانم که سهم ایرانیها و آمریکاییها در این کوتاه آمدن چقدر است، اما در نهایت توافقی حاصل نشده است. اگر ایران و آمریکا حاضر بودند از آن اصولشان و از آن خطوط قرمزی که ترسیم کردهاند کوتاه بیایند و بپذیرند که طرف مقابل هم به بخشی از خواستههایش برسد، تا الان توافق به دست آمده بود.
به ترامپ امتیازات تجاری هم داده شود بازهم راضی نمی شود زیرا...
* به نظر شما به واسطه تاجر بودن ترامپ چه پیشنهادی باید جلو او گذاشت تا سود خود را در آن ببیند و مسیر توافق فراهم شود؟
بحث ما بحث شخص نیست، بحث نظام سیاسی حاکم است. همانطور که در ایران بحث شخصی نیست و با اتفاقی که در ۹ اسفند 1404 رخ داد و با شهادت رهبر انقلاب، رهبری سوم انتخاب شدند، مواضع تغییر نکرده است. در ایالات متحده آمریکا هم همینطور است.
دونالد ترامپ هم رئیس یک کمپانی خصوصی نیست که برود با یک رئیس شرکت دیگر مذاکره کند و رضایت جلب کند. هیئت حاکمه ایالات متحده آمریکا هم مواضعی دارد که حتی یک آدم کاسبپیشه و تاجرپیشه هم نمیتواند یکتنه کار را پیش ببرد. نمونهاش این که مثلاً ترامپ با پوتین با هم دیدار کردند، ولی مواضع آمریکا در قبال روسیه تغییر نکرد. با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی هم دیدار کرد، اما تغییری حاصل نشد. بنابراین اینکه ما بگوییم به ترامپ امتیاز تجاری دهیم تا ترامپ راضی شود، جواب نمیدهد. اگر ترامپ هم راضی شود، نظام سیاسی آمریکا راضی نشود که کار پیش نمیرود.
منطق ترامپ این است: یا چیزی که میخواهم را میدهید یا خودم میگیرم
منطق ترامپ این است که میگوید من ابرقدرت دنیا، بزرگترین اقتصاد جهان و دارای بزرگترین ارتش طول تاریخ بشریت هستم و این من هستم که دیکته میکنم و دیگران باید تبعیت کنند. او این را نه فقط در مورد ایران، بلکه در مورد متحدانش هم میگوید. در جنگ تجاری حرف او چیست؟ در مورد ناتو چیست؟ در مورد اوکراین چیست؟ در مورد گرینلند چیست؟
او میگوید من گرینلند را میخواهم؛ یا شما به من میدهید یا من آن را به زور میگیرم! منطقش این است. در مورد ایران هم همین است؛ میگوید یا با شرایط من موافقت میکنید، یا من از شما میگیرم. بنابراین ترامپ فقط با شروط 15 گانه ای که گفته راضی میشود. این 15 شرط هم حرف الان او نیست؛ بعد از خروج آمریکا از برجام در دوره اول ریاست جمهوری او، مایک پمپئو وزیر خارجه وقت آمریکا در یک سخنرانی یک شرایط 12 بندی را مطرح کرد.
شروط 15مادهای هم همان نسخه بهروزشده آن هستند. با این تفاوت که بر اساس شرایط جدید پهپادها هم به آن اضافه شده اند چون آن زمان موضوع پهپاد مطرح نبود؛ یا مثلا الان که تنگه هرمز موضوعیت پیدا کرده، شرط تنگه هرمز هم اضافه شده است. پس فقط دادن چیزی که ترامپ میخواهد میتواند او را راضی کند، در غیر این صورت رسیدن به توافق بسیار بسیار دشوار است؛ مگر اینکه توازن به گونهای شکل بگیرد که آمریکا ادامه این مسیر را برای خودش هزینهبر ترسیم کند. به عبارتی میتوان گفت باید «توازن وحشت» به وجود بیاید. اتفاقی که در خصوص آتش بس رخ داد. ترامپ چند ساعت پیش از آتشبس تهدید کرده بود که تمدن ایران را نابود میکند که وحشت علیه ایران بود و از سوی دیگر ایران تهدید کرده بود که کل زیرساختهای منطقه را نابود میکند که وحشت برای طرف مقابل بود.
وقتی این توازن وحشت برقرار شد، جلو پیشرفت جنگ گرفته شد. اگر این توازن به هر دلیلی به هم بخورد، یکی از طرفین وسوسه خواهد شد که مسیر خود را پیش ببرد.
هیئت حاکمه آمریکا در مورد ایران نظر واحدی دارد
* در هیئت حاکمه آمریکا که گفتید هم کسی مثل ترامپ و منصوبین او قرار دارند و هم کسی مثل جیدی ونس که در مورد جنگ با احتیاط صحبت میکند...
من هیئت دولت را با هیئت حاکمه یکی نمیدانم. وقتی میگوییم هیئت حاکمه، یعنی نظام سیاسی ایالات متحده آمریکا که از قوای مقننه، مجریه، قضاییه، افکار عمومی، لابیها، ذینفعان و کلیت ساختار سیاسی تشکیل شده است. اینها روی بعضی از موضوعات به عنوان دموکرات و جمهوریخواه ذیل آن قرار میگیرند و اختلاف دارند، اما در بعضی از موضوعات، کلیت هیئت حاکمه آمریکا اجماع دارد.
در مواردی مثل مهار قدرت ایران، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح اتمی، تامین امنیت اسرائیل، جلوگیری از قدرتیابی ایران در منطقه غرب آسیا، جلوگیری از نزدیکی ایران با روسیه و چین، و حفظ سلطه آمریکا در منطقه غرب آسیا هیئت حاکمه آمریکا نظر واحدی دارد. در این موارد فرقی بین دموکرات و جمهوریخواه نیست. دموکرات و جمهوریخواه، کاخ سفید، کنگره آمریکا، رسانهها و لابیها، همه میخواهند که ایران از نظمی که آمریکا میخواهد تبعیت کند.
مسئله آمریکا با ایران فقط هستهای نیست
* در ارتباط با موضوع هستهای روسیه پیشنهادی داده مثل خروج اورانیوم از این کشور و پذیرش آن در روسیه. به نظر شما اینگونه پیشنهادها نمیتواند مسیر توافق را هموار کند؟
مشکل فقط هستهای نیست! اگر مشکل هستهای بود که آمریکا از برجام بیرون نمیآمد. آمریکا از برجام بیرون آمد چون موضوعات موشکی در آن پیشبینی نشده بود. فرضا اگر هرچه آمریکا در مورد هستهای میخواهد ایران بپذیرد؛ مثلاً همین ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم را تحویل دهند یا سانتریفیوژها را نابود کنند، در این صورت تکلیف مسئله موشکی چه خواهد شد؟ پهپادی چطور؟ بحث منطقهای چه میشود؟ یا همین داستان جدیدِ تنگه هرمز چه میشود؟
این تصور اشتباه است که تصور کنیم مسئله هستهای است. یادداشت ریاست جمهوری ایالات متحده که توسط دونالد ترامپ امضا شده، سندی رسمی است که دولت ایالات متحده آمریکا موظف به اجرای آن است. ترامپ این سند را قبل از جنگ ۱۲ روزه امضا کرده است. اگر کسی ابهامی دارد باید به خود سند مراجعه کند. در آن سند در مورد هستهای، موشکی، منطقهای و توان نامتقارن و متعارف دفاعی ایران صحبت شده است. ترامپ در مورد همه اینها و چگونگی ساختار نیروهای مسلح – اینکه ترکیبی از سپاه و ارتش باشد، یا فقط ارتش باشد و سپاهی در کار نباشد – برنامه دارد.
ترامپ تنگه هرمز را دوقفله کرد
* طی ساعت گذشته آمریکاییها مدعی شدهاند که «محاصره دریایی» ایران را آغاز کرده اند. با توجه به اینکه بسیاری کشورها مثل ژاپن، انگلیس و فرانسه با این محاصره همراهی نکرده اند، آن را چطور میبینید؟
بهتر است که من در این مورد اظهار نظر نکنم چراکه اولا تازه اتفاق افتاده و ثانیا من در مسائل نظامی یا اقتصادی صاحب نظر نیستم. اما فقط میتوانم بگویم دونالد ترامپ آمده بود که تنگه هرمز را باز کند، اما با این کار دارد تنگه هرمز را بدتر «دو قفله» میکند! یعنی اگر ایران جلوی تردد کشتیهای غیرایرانی و غیردوست را گرفته بود، حالا ترامپ آمده و دارد جلوی تردد کشتیهای ایرانی را هم میگیرد.
این باعث میشود آن وعدهای که ترامپ داده بود که «من تنگه هرمز را باز میکنم»، با این کار الان فعلاً باز نشود. اینکه در آینده میتواند آن را باز کند یا نه را نمیدانم. همان اندک کشتیهایی که میتوانستند از تنگه هرمز عبور کنند ترددشان متوقف میشود. گزارشهای نهادهای ناظر بر تردد کشتیرانی هم از این حکایت دارد در این چند ساعت، عبور اندک کشتی ها هم دیگر ثبت نمیشود.
احتمال از سرگیری آتش جنگ هر لحظه ممکن است
* فکر می کنید این مسئله میتواند باعث درگیری نظامی دیگر یا نقض آتشبس شود؟
درگیری نظامی هر لحظه ممکن است؛ چه با محاصره دریایی چه بدون آن. مگر جنگ ۱۲ روزه با محاصره دریایی بود؟ به این نتیجه رسیدند که الان وقتش است حمله کنند و حمله کردند. الان هم درگیری میتواند همین الان که ما داریم با هم صحبت میکنیم رخ بدهد، یا میتواند هفتهها و ماههای بعد رخ بدهد. بنابراین احتمال وقوع اقدام برای از سرگیری آتش جنگ در هر لحظه وجود دارد.
ارسال نظر