کدام سناریو درباره پایان جنگِ ایران، کابوس سعودیهاست؟ | شاهزاده روی لبه تیغ راه میرود
به گزارش اقتصادنیوز، جنگ میان ایران و ائتلاف آمریکا اسرائیل، بار دیگر خاورمیانه را وارد مرحلهای از بیثباتی و بازتعریف موازنههای قدرت کرده است؛ بحرانی که نه فقط بازیگران درگیر، که کل منطقه را تحت تأثیر قرار داده است.
در این میان، عربستان سعودی بهعنوان یکی از مهمترین قدرتهای عربی، در موقعیتی بسیار پیچیده قرار گرفته است؛ موقعیتی که باید میان ضرورت حفظ ثبات داخلی و فشار برای ایفای نقشی فعالتر در تحولات منطقه، تعادل برقرار کند.
اقتصادنیوز: مشابه ویتنامی ها، ایرانیها توانمندی هایی دارند که آمریکاییها درک نمیکنند. آنها میدانند آمریکا میتواند هزاران تُن بمب بریزد، اما از طرفی هم صبر لازم برای تحمل یک جنگ طولانی را ندارد. همانند انقلابیون ویتنامی، ایرانیها آمادهاند تا یک جنگ فرسایشی طولانی را ادامه دهند. به عبارت دیگر، ایران پاشنه آشیل آمریکا را شناخته است.
اما تداوم این رویکرد محتاطانه این پرسش را مطرح می کند که ریاض تا چه حد میتواند بدون ورود به میدان، جایگاه و منافع خود را حفظ کند.
سایه فشار اقتصادی بر رویای تحولات ریاض
استیون اِی. کوک در فارن پالیسی نوشت: عربستان که از پیش از این جنگ با فشارهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکرد، اکنون مجبور شده تا هزینههای خود را به شدت کاهش داده و زمانبندی پروژههای بزرگی را که قرار بود نمادهای عینی تحول عربستان باشند، به تعویق بیندازد. صندوق سرمایهگذاری عمومی حالا تمرکز خود را بر انرژیهای جایگزین، تولید پیشرفته، لجستیک، آب و انرژیهای تجدیدپذیر، گردشگری و پروژه نئوم گذاشته است.
از سویی، در اقدامی که با توجه به شرایط جنگی چندان هم غافلگیرکننده نبود، ریاض همچنان به سرمایهگذاری در صنعت دفاعی داخلی خود ادامه خواهد داد و منابع تأمین تسلیحات خود را متنوعتر خواهد کرد.
در این میان، مقامات سعودی در حال برنامهریزی برای تعطیلی لیگ گلف مورد حمایت محمد بن سلمان هستند؛ آن ها پیشتر نیز ۷۰ درصد از باشگاه فوتبال الهلال را، که یکی از داراییهای ارزشمند این کشور محسوب می شود، فروختهاند.
لابیگری برای جنگ یا شایعات رسانه ای؟
در ارتباط مستقیم با جنگ، عربستان در اواخر فوریه با ضربهای محکم در عرصه روابط عمومی مواجه شد؛ زمانی که روزنامه واشنگتنپست در گزارشی نوشت که محمد بن سلمان همچون بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل، برای حمله به ایران بر دونالد ترامپ فشار آورده است. سعودیها این ادعا را رد کردند.
چند هفته بعد، زمانی که ترامپ مدعی بود جنگ ظرف چند روز پایان مییابد، نیویورکتایمز گزارش داد که ولیعهد بار دیگر در حال لابیگری است؛ این بار برای تمام کردن کار علیه تهران. سعودی ها در ادامه این ادعا را نیز تکذیب کردند.
با این حال، با وجود تأکید رسمی بر اینکه عربستان خواهان جنگ نیست و نقشی در عملیات خشم حماس نداشته و از راهحل دیپلماتیک نیز حمایت میکند، این کشور بهطور مداوم هدف حملات ایران و نیروهای نیابتی در عراق قرار گرفت. در پاسخ، سعودیها اعلام کردند که حق پاسخگویی را برای خود محفوظ میدانند؛ اما تاکنون ماشه را نکشیدهاند.
بهتر است سر میز باشی تا اینکه خودت تبدیل به غذا شوی !
این به آن معنا نیست که عربستان باید وارد جنگ شود، اما این نکته که کشوری که خود را یک قدرت در حال صعود و مهمترین کشور خاورمیانه معرفی میکرد، اکنون با وجود آتش در منطقه در وضعیتی میانگیر و بلاتکلیف قرار دارد، قابلتوجه است.
سعودیها منافع روشنی در این بحران دارند، اما بهجای اقدام به صدور بیانیههای تند بسنده کردهاند، در حالی که رقبای آن ها در حال شکل دادن به آینده منطقه هستند.
نویسنده در ادامه پیشنهاد می کند که بهتر بود تا ریاض گامهای عملیتری را برای حفاظت از منافع خود برمیداشت؛ مگر نه اینکه میگویند «بهتر است سر میز باشی تا اینکه خودت غذا شوی».
موقعیت برای عربستان پیچیده است
البته باید منصف بود؛ جنگ با ایران برای عربستان بسیار پیچیده است. رهبران سعودی که یک تریلیون دلار روی برنامه تحول اقتصادی خود سرمایهگذاری کردهاند، بیش از هر چیز خواهان ثبات منطقهای هستند.
از نگاه آنها، هیچکس کمکی نمیکند؛ نه حماس، نه سوریه، نه امارات، نه ایران، و بهویژه نه اسرائیل و آمریکا. در شرایطی که واشنگتن به عنوان نزدیکترین شریک آن ها عامل بیثباتی منطقه است، سعودیها در تلاشند تا راهی برای محافظت از خود پیدا کنند، چرا که شرایط خارج از کنترل آن هاست.
سناریوهایی برای پایان جنگ در ایران
نویسنده مدعی شد: جنگ احتمالا به یکی از این سناریوها منتهی خواهد شد.
سناریو اول: بنبست
در این سناریو، دونالد ترامپ از جنگ خسته میشود و بدون تبدیل دستاوردهای تاکتیکی به پیروزی راهبردی، اعلام پیروزی میکند. نیروهای آمریکایی در منطقه باقی میمانند و تحریمها علیه ایران ادامه مییابد. این بدترین حالت برای عربستان نیست، اما تهدید موشکها و پهپادهای ایرانی همچنان باقی خواهد ماند.
سناریو دوم: پیروزی ایران
کاهش تحریمها، نقشآفرینی ایران در مدیریت تنگه هرمز، بقای نظام سیاسی، و خروج آمریکا از منطقه. این سناریو به مثابه یک کابوس وحشتناک برای ریاض است.
سناریو سوم: پیروزی آمریکا
این سناریو براساس تضعیف کامل توان ایران تا تغییر کامل رژیم در ایران متغیر باشد. این بهترین سناریو برای عربستان و دیگر کشورهای منطقه است.
راه رفتن بر روی لبه تیغ
رخ دادن هریک از این سناریوها ممکن است، اما نحوه رفتار عربستان نشان میدهد که آنها احتمال پیروزی آمریکا را کمتر از دو گزینه دیگر میدانند و به همین دلیل است که روی لبه تیغ حرکت می کنند. آن ها از سویی حمایت از جنگ را انکار میکنند و از سوی دیگر، از پایان زودهنگام آن استقبال نمیکنند.
در این میان، ریاض هرچند وقت یکبار به تهدید ایران می پردازد، بدون اینکه تهدیدها را عملی بکند.
بن سلمان با روش اجرا موافق نیست!
راهبرد «خم شو و پنهان شو» قرار بود به گذشته تعلق داشته باشد. البته شاید برخی آن را به سیاست های سنتی نسبت دهند، اما واقعیت این است که عربستان در موقعیتی نامناسب و ناخوشایند قرار گرفته است.
این کشور به اندازهای که در گفتار خود ادعا میکند، قدرتمند و اثرگذار نیست و همچنان به آمریکا وابسته است؛ کشوری که اکنون در حال تلاش برای تغییر خاورمیانه اسرائیل است. شاید محمد بن سلمان با هدف این تغییر موافق باشد، اما با شیوه اجرای آن توسط آمریکا و اسرائیل چندان موافق نیست. در چنین شرایطی، ریاض تلاش میکند تا برای همه سناریوهای ممکن، گزینهای را روی میز داشته باشد
با توجه به اهمیت موضوع و به خصوص به خطر افتادن چشمانداز ۲۰۳۰ ریاض، شاید بهتر بود که عربستان از این سردرگمی خارج شده و موضعی روشن را اتخاذ کند.
فهرست طولانی نارضایتی ها از واشنگتن
تردیدی نیست که عربستان از اقدامات آمریکا و اسرائیل خشمگین است. تا پیش از ۲۸ فوریه هم منطقه چندان باثبات نبود، اما حداقل قابل مدیریت بود. اما اکنون کنترل شرایط دشوار است.
سعودیها احتمالا عملیات خشم حماسی را به فهرست بلند اقدامات بی تدبیرانه واشنگتن اضافه کنند. اقداماتی که درنهایت هم به تقویت ایران منجر می شود. در این فهرست اقدامات دیگری از جمله حمله ۲۰۰۳ به عراق، توافق هستهای ۲۰۱۵، و واکنش نشان ندادن به حمله ایران به تأسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹، به چشم می خورد.
این جنگ هم بهزودی به بخشی از انتقادات همیشگی سعودیها از آمریکا تبدیل خواهد شد و نمیتوان چندان آنها را بابت این موضوع سرزنش کرد. تصمیم برای ورود به جنگ، تصمیمی بیپروایانه بود
تماشاگر منفعل یا بازیگر اثرگذار؟
با این حال، بهترین راه برای کاهش پیامدهای این ماجراجویی پرریسک برای عربستان، اتخاذ موضعی شفاف، پذیرش ریسک، و بر عهده گرفتن مسئولیت است.
اما به نظر میرسد سعودیها از انجام این کار ناتواناند. در عوض، آنها تلاش می کنند که رابطه خود با اسرائیل و ایران را به یک نسبت حفظ کنند.