با بستن اینترنت جلوی انعکاس صدای مردم ایران گرفته شد

عباس ملکی: با آمریکا بدون «پیش‌شرط» نمی‌توان سر میز مذاکره نشست | تیم آمریکا در مذاکرات، یادداشت‌برداری هم نمی‌ کرد

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۸۰۴۳
اقتصادنیوز: عباس ملکی، دیپلمات سابق با یادآوری مذاکرات پایان جنگ ایران و عراق و قطعنامه ۵۹۸ تأکید کرد: در آن زمان هم ما چنین حسی داشتیم که گویی مذاکره فریب بوده است. در نتیجه، نیروهای مسلح ما دوباره مقاومت را آغاز کردند. ااین مقاومت و فشارهای بین‌المللی باعث شد عراق دوباره به میز مذاکره برگردد.
عباس ملکی: با آمریکا بدون «پیش‌شرط» نمی‌توان سر میز مذاکره نشست | تیم آمریکا در مذاکرات، یادداشت‌برداری هم نمی‌ کرد

به گزارش اقتصادنیوز، جنگ بالاخره کی تمام می‌شود؟ این سوالی است که این روزها بعد از گذشت یک ماه ذهن هرکسی را به خود مشغول کرده است. اگرچه جنگ در میدان جریان دارد اما پایان آن با امضای دیپلمات‌ها پای میز مذاکره رقم خواهد خورد. این روایت را این روزها زیاد شنیده‌ایم که دوبار با آمریکا مذاکره کردیم اما به جنگ منجر شد و بنابراین نباید بار دیگر از یک سوراخ گزیده شد. در این میان پرسشی که باقی می ماند آن است گزینه دیگر چیست؟

خبر مرتبط
دلفی: دفاع میدانی باید با «دیپلماسی فعال» همراه شود | به میانجی‌گرها اکتفا نکنیم، باید مذاکره مستقیم کرد

اقتصادنیوز: سفیر پیشین ایران در فرانسه با تاکید بر حق مشروع ایران در دفاع از خود، اظهار داشت که دفاع میدانی باید حتما با «دیپلماسی فعال» همراه شود چرا که غیبت در روندهای دیپلماتیک باعث می شود دیگران برای ما تصمیم گیری کنند و این استمرار این وضعیت، هزینه‌های سنگین انسانی و زیرساختی جنگ را برای کشور افزایش خواهد داد.

اقتصادنیوز با عباس ملکی، تحلیلگر سیاست خارجی و عضو تیم مذاکره کننده قطعنامه 598 جنگ ایران و عراق به گفت‌وگو نشسته است.

ملکی با اشاره به دور آخر مذاکرات ایران و آمریکا می‌گوید آمریکایی‌ها در مذاکرات حتی مطالبی که طرف هیئت ایرانی مطرح می‌کرد را یادداشت نمی‌کردند و همیشه بهانه می‌آوردند که وقت کمی دارند و باید به مذاکرات اوکراین برسند.

او معتقد است که صحبت واشنگتن از مذاکره بخشی از دیپلماسی یا اقدام قهرآمیز است.

ملکی با یادآوری مذاکرات پایان جنگ ایران و عراق و قطعنامه ۵۹۸ تأکید کرد: در آن زمان هم ما چنین حسی داشتیم که گویی مذاکره فریب بوده است. در نتیجه، نیروهای مسلح ما دوباره مقاومت را آغاز کردند. این مقاومت و فشارهای بین‌المللی باعث شد عراق دوباره به میز مذاکره برگردد.

مشروح گفت‌وگوی اقتصادنیوز با عباس ملکی را در ادامه بخوانید؛

****

* آقای ملکی! جنگ علیه ایران از یک ماه عبور کرد، آیا شما در این فضا دیپلماسی را نشانه ضعف می‌دانید؟

دیپلماسی یک بال از استراتژی کلان هر کشور است و نیروهای نظامی و مسلح، بال دیگر آن محسوب می‌شوند. به نظر من، دیپلماسی سازگار و همگرا با میدان، مکمل بسیار خوبی است و می‌تواند کار را به نتیجه برساند. اما در اینجا چند نکته وجود دارد؛

کاملاً مشهود است که تجاوز اخیر اسرائیل و آمریکا با هیچ‌یک از هنجارها و قواعد بین‌المللی منطبق نیست؛ این یک تجاوز آشکار و بدون اعلام قبلی بود که با قصد قبلی و با هدف انهدام یک کشور انجام شد. یکی از ابزارهای آن‌ها، در مقام طرفی که به ایران حمله کرده و آسیب زیادی به کشور وارد کرده، این است که حالا پیشنهاد مذاکره می‌دهد.

با این حال، مذاکره برای آن‌ها در چارچوب «دیپلماسی قهرآمیز» (Coercive Diplomacy) و «اقدام قهرآمیز» (Coercive Action) تعریف می‌شود؛ اقداماتی نظیر حمله به تأسیسات برق یا مناطق مسکونی. در حقیقت این نامش مذاکره نیست، بلکه شکل دیگری از انداختن بمب بر سر مناطق مسکونی و غیرنظامی یا نابودی زیرساخت‌هاست که در این قالب مطرح می‌شود. معلوم است که در چنین شرایطی باید مقاومت کرد.

آمریکا در مذاکره با ایران، حتی یادداشت‌برداری هم نمی‌کرد

من از کسانی که در دور آخر مذاکرات ایران و آمریکا حضور داشتند شنیدم که طرف آمریکایی اصلاً به حرف‌های هیئت ایرانی گوش نمی‌داده و حتی یادداشت‌برداری هم نمی‌کرده است. این در حالی است که یکی از پیش‌نیازهای اولیه در هر کار دیپلماتیک این است که شما صحبت‌های طرف مقابل را یادداشت کنید، سپس آن‌ها را نزد مقامات بالادستی خود — مثلاً رئیس‌جمهور یا شورای امنیت ملی — ببرید، مشورت کنید و در نهایت به یک تصمیم برسید.

آمریکایی‌ها علاوه بر اینکه در جلسات یادداشت‌برداری نمی‌کردند، همیشه بهانه‌شان این بود که وقت کمی داریم و باید به مذاکرات اوکراین برسیم. در واقع، آن‌ها از روی ناچاری و صرفاً با هدف اجرای یک نمایش تبلیغاتی مبنی بر «مذاکره با ایران» در جلسات حاضر می‌شدند. طبیعتاً وقتی شما از یک سوراخ یکی دو بار گزیده شده‌اید، بعید است اجازه دهید بار سوم هم گزیده شوید.

احتمالا ترامپ را سر کار گذاشته‌اند!

نکته آخری که می‌خواهم بگویم این است که ایرانی‌ها آدم‌های زرنگی هستند. وقتی آقای ترامپ و وزیر خارجه‌اش تا این حد اصرار دارند که در حال مذاکره با ایرانی‌ها هستند، شاید افرادی خود را به‌جای نمایندگان ایران جا زده‌ و به نوعی آن‌ها را سر کار گذاشته‌اند! وگرنه وزارت خارجه ایران صریحاً اعلام کرده است که ما در جریان این جنگ جدید، تا به حال هیچ‌گونه مذاکره رودررویی با آمریکایی‌ها نداشته‌ایم.

با آمریکای قانون‌شکن نمی‌توان بدون «پیش‌شرط» سر میز نشست

*ایران یک سری شروطی مثل پرداخت غرامت یا تضمین عدم تجاوز مجدد به خاک خود را مطرح کرده است. برخی معتقدند که این موارد نباید پیش‌شرط مذاکره، بلکه باید نتیجه‌ی مذاکره باشد. شما این موضوع را چطور ارزیابی می‌کنید؟ به نظر شما چطور می‌شود آن را به یک نتیجه مذاکره تبدیل کرد؟

در محیطی که هر دو طرف به دیپلماسی احترام می‌گذارند و به قواعد و ضوابط آن پایبند هستند، این مطلب کاملاً درست است و این موارد باید نتیجه مذاکرات باشد. اما آنچه اکنون مشاهده می‌کنیم این است که طرف مقابل اساساً به چیزی به نام حقوق بین‌الملل و مسئله مذاکرات دوجانبه و چندجانبه قائل نیست. همان‌طور که می‌دانید، آمریکایی‌ها حتی از دیوان کیفری بین‌المللی و دیوان دادگستری بین‌المللی هم خارج شده‌اند. بنابراین، اینکه بگوییم این خواسته‌ها باید بدون پیش‌شرط و به عنوان دستاورد مذاکره حاصل شود، فقط در مقابل کشور یا نیرویی صدق می‌کند که حداقل‌هایی از قواعد دیپلماتیک را قبول داشته باشد.

معلوم است که خساراتی که ایران تا اینجای کار متحمل شده بسیار سنگین است و قطعاً باید بابت آن‌ها غرامت گرفت؛ از آسیب به بزرگ‌ترین پروژه‌های کشور -مثلاً در پارس جنوبی- گرفته تا کودکی که در اثر صدای بمب از خواب پریده و دچار تروما شده است، همگی باید محاسبه شوند. امیدوارم مسئولان این موارد را دقیق ثبت و ضبط کنند تا بتوان این غرامت‌ها را دریافت کرد.

به همین دلیل، در تقابل با طرفی که اصلاً به دیپلماسی، مذاکره و حل‌وفصل مسائل در پشت میز گفت‌وگو قائل نیست و همین رویه قانون‌شکنانه را در قبال کشورهای دیگر هم پیاده کرده است ما حتماً باید حدی از پیش‌نیازها و پیش‌شرط‌ها را پیش از آغاز هرگونه مذاکره‌ای تعیین کنیم تا بتوانیم از پایبندی طرف آمریکایی اطمینان حاصل کنیم.

* اگر قرار است ایران پای میز مذاکره ننشیند، چه بدیلی وجود دارد؟

اگرچه می‌دانیم شرایط کنونی بسیار بسیار دشوار است و وقتی که آوار بر سر یک کودک -مثل آنچه در میناب گذشت- فرو می‌ریزد، کاملاً درک می‌کنیم که پدر و مادر او چه رنجی می‌کشند؛ اما به نظرم در این مسیری که دارد طی می‌شود، ایران در نهایت موفق خواهد شد.

پیش از همین مصاحبه، وزیر جنگ آمریکا گفت: «ما به اهدافمان رسیدیم.» او ادعا می‌کرد که یکی از اهداف آمریکا تغییر رژیم در ایران بوده که به آن دست یافته‌اند! درحالی‌که هرکسی در کوچه و بازار هم می‌داند که این یک حرف کاملاً نامربوط است؛ جمهوری اسلامی همان جمهوری اسلامی است و رهبری هم فرزند رهبر شهید جمهوری اسلامی است. اما اگر همین ادعا بخواهد بهانه‌ای شود که بگویند «ما به اهداف خود رسیده‌ایم» و اصطلاحاً بخواهند نیروهایشان را عقب بکشند یا اعلام کنند که دیگر به ایران حمله نمی‌کنند، عقب‌نشینی عاقلانه‌ای است.

عباس ملکی

تنگه هرمز بسته نشده

* ترامپ هم گفته اگر کسی نفت می‌خواهد یا از آمریکا خریداری کند یا برود از تنگه هرمز بگیرد. این حرف را چطور تحلیل می‌کنید؟

به نظر من این حرف بسیار جالب است. یعنی اگر ایالات متحده نیروهایش را از حالت تهدید علیه جمهوری اسلامی، نیروهای مسلح، تمامیت ارضی و جزایر ما عقب بکشد، اتفاق بسیار خوبی است. در این صورت، ایران می‌تواند با کشورهایی که قصد عبور از تنگه هرمز را دارند وارد مذاکره شود و به توافق برسد. این نشان می‌دهد که دیپلماسی الان هم کار می‌کند.

همین الان هم عبور و مرور کشتیِ کشورها -البته با رعایت ضوابط- در حال انجام است و تنگه هرمز اصلاً بسته نشده است. مطابق قواعد حقوق بین‌الملل، به هر کشوری که بخواهد عبور ترانزیتی داشته باشد، به شرط رعایت شرایط و ضوابط، این اجازه داده می‌شود. برای مثال، در حال حاضر به کشتی‌های کشوری مثل اسپانیا که اتفاقاً عضو ناتو است، اجازه عبور داده می‌شود؛ چرا که رفتارشان به گونه‌ای بوده که ایران به این نتیجه رسیده قصد رفتار خصمانه و ستیزه‌جویانه با ما را ندارند.

از این حرف ترامپ که هرکسی می‌خواهند تنگه هرمز را باز کند به نظر می‌رسد که این مسئله از ابتدا هم جزو شرایط ایالات متحده نبود. ضمن آنکه نشان می‌دهد نه رژیم صهیونیستی و نه آمریکا هیچ‌کدام به این سناریو فکر نکرده بودند که نیروهای جمهوری اسلامی دست به چنین اقدامی در تنگه هرمز بزنند. رفته‌رفته تمام نیروهایی که ناجوانمردانه به ایران حمله کردند، ابتدا ایالات متحده، سپس رژیم صهیونیستی و کشورهایی که به آن‌ها پایگاه دادند از این جنگ کنار می‌کشند؛ جنگی که برای آن‌ها جز ضرر و زیان، و برای ما جز خسارت‌های انسانی، اقتصادی و زیرساختی نتیجه دیگری نداشته است. البته ما دوباره باید سال‌ها برای بازسازی این خرابی‌ها تلاش کنیم. یک بار پس از جنگ ایران و عراق، مردم زحمت کشیدند و زیرساخت‌هایی مثل پل‌ها، بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها را ساختند و حالا دوباره باید این مسیر را از نو شروع کنیم.

در جنگ ایران و عراق هم احساس می‌کردیم مذاکره فریب بوده است

*به جنگ ایران و عراق اشاره کردید؛ با توجه به اینکه شما عضو تیم مذاکره‌کننده قطعنامه 598 بودید، آیا شواهد و قرائن را مثل دوران پایان جنگ هشت ساله می بینید؟ فکر می کنید که این جنگ به زودی به پایان برسد؟

اگر کمی کلی‌تر و از بالا نگاه کنیم، تقریباً همه جنگ‌ها شبیه به هم هستند. در آن دوره، وقتی ایران پس از یک سال قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت – با وجود تمام فشارهای عراق و کشورهای همسویش از جمله ایالات متحده که آن زمان هم رویکرد مشابهی با امروز داشت – اتفاقاً به جای اینکه به میز مذاکره بیایند، دوباره حمله کردند. همان‌طور که در اواخر جنگ شاهد بودیم، هم خودشان و هم نیروهای طرفدارشان مثل مجاهدین خلق دست به حمله زدند.

در آن زمان هم ما چنین حسی داشتیم که گویی مذاکره فریب بوده است. در نتیجه، نیروهای مسلح ما دوباره مقاومت را آغاز کردند و تعدادی از جوانان ایران به شهادت رسیدند. خاطرم هست آیت‌الله خامنه‌ای که در آن زمان رئیس‌جمهور بودند مجدداً به جبهه‌ها رفتند و هماهنگی میان نیروهای مسلح و نیروهای مردمی را بر عهده گرفتند. پس از مدتی، همین اقدامات، در کنار فضای عمومی بین‌المللی و مقاومت مردم ایران باعث شد که عراق دوباره به میز مذاکره برگردد.

به نظرم شرایط الان هم همین‌طور است؛ یعنی مقاومت مردم در داخل و تأثیراتی که در فضای عمومی جهان می‌بینید بسیار تعیین‌کننده است؛ از جمله تظاهراتی که علیه جنگ برگزار می‌شود، اعتراضات در کشورهای مختلف علیه سیاست‌های قدرت‌های بزرگ مانند آمریکا، و به‌خصوص نارضایتی‌های موجود در خود جامعه آمریکا. آن هم در فاصله چند ماه مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره که اگر در این انتخابات، ترامپ و افرادی مثل آقای هگست که بسیار تهاجمی صحبت می‌کنند شکست بخورند، بدون تردید انتخابات ریاست‌جمهوری بعدی آمریکا در سال ۲۰۲۸ را نیز از دست خواهند داد.

با بسته شدن اینترنت جلوی انعکاس صدای مظلومیت مردم گرفته شد

البته در اینجا این انتقاد هم وارد است که نمی‌دانم چرا اینترنت و راه‌های ارتباطی را به روی مردم ایران بسته‌ایم! اکثر مردم، دوستان، همکاران و آشنایانی در خارج از کشور دارند که می‌توانستند صدای مظلومیت ما را در زیر بمباران به گوش آن‌ها برسانند، اما متأسفانه در حال حاضر از این امکان محروم هستیم و نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O