واکنش ناصر ایمانی به هجمه های تندروها علیه تیم مذاکره کننده با آمریکا/ بعضی از منتقدان مذاکرات هسته ای باید خودشان را به پزشک نشان بدهند!/ این انتقادات سم و مخبر هستند

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۱۷۲۳
اقتصادنیوز: فعال اصولگرا گفت: کسانی در جامعه هستند که می‌خواهند انتقاد کنند، اما به اعتقاد بنده در شرایط موجود، انتقاد علنی از تیم دیپلماتیک کشور همان‌قدر مضر و سم است که بخواهید وسط جنگ ۴۰ روزه از نیروهای نظامی‌مان انتقاد کنید. در این شرایط، انتقاد کاملاً کار اشتباهی است.
واکنش ناصر ایمانی به هجمه های تندروها علیه تیم مذاکره کننده با آمریکا/ بعضی از منتقدان مذاکرات هسته ای باید خودشان را به پزشک نشان بدهند!/ این انتقادات سم و مخبر هستند

به گزار اقتصادنیوز، ناصر ایمانی فعال سیاسی اصولگرا در خصوص هجمه ها علیه تیم مذاکره کننده با آمریکا گفتگویی با خبرآنلاین، انجام داده است که در ادامه می خوانید؛

****

* شنبه شب آقای قالیباف تقریباً تمام روند و جزئیات شروع مذاکرات و دیپلماسی ایران و آمریکا در اسلام‌آباد را توضیح داد. شما این اظهارات را چطور ارزیابی می‌کنید؟

نکته‌ای که در اینجا وجود دارد، مسئله‌ «اطلاع‌رسانی به‌موقع» است. البته چون هیچ‌کدام از ما در جریان جزئیات اخبار نیستیم، نمی‌توانیم خیلی قاطعانه قضاوت کنیم؛ شاید تیم مذاکره‌کننده و آقای قالیباف دلیلی داشته‌اند که تا الان در مورد این مذاکرات (که حدود ۱۰ روز پیش انجام شد) سکوت کرده بودند.

اما این را هم باید خاطرنشان کنیم که نتیجه‌ اطلاع‌رسانی دیرهنگام این است که دشمنان اطلاع‌رسانی خود را انجام می‌دهند و افکار عمومی را شکل می‌دهند. این مطلب باعث می‌شوند عده‌ای مضطرب، عده‌ای ناراحت و عده‌ای بدبین شوند و در نتیجه، ممکن است یک فضای رادیکال در داخل کشور شکل بگیرد. از همه‌ این‌ها مهم‌تر، مسئله‌ جنگ روایت‌هاست که با این تأخیرها، ممکن است دشمن در آن پیروز شود. مسئولان محترم ما حتماً به این موضوع توجه دارند، اما باید دقت کنند که اطلاع‌رسانی باید به‌موقع باشد.

برای شما مثالی می‌زنم؛ در این جنگ ۴۰ روزه‌ تحمیلی، واقعاً سیستم جنگ روانی نیروهای مسلح ما نمره‌ ۲۰ گرفت. یعنی علاوه بر جنگ نظامی، در بحث جنگ روانی، نوع تبلیغات و نوع روایت‌ها از وقایع طول جنگ، واقعاً به اعتقاد بنده شاهکار کردند. اصلاً بحث من نظامی نیست؛ مثلاً نوع تعامل آن‌ها با افکار عمومی ایران، منطقه و جهان به‌گونه‌ای سازماندهی شده بود که برای خود من و خیلی‌های دیگر عجیب بود. در این ۴۰ روز، دو نکته بسیار جلب توجه می‌کرد؛ یکی قدرت نظامی کشور و دیگری «دیپلماسی جنگی» ما که واقعاً شاهکار بود. بعدها می‌شود راجع به این موضوع خیلی صحبت کرد که ما چگونه روی افکار عمومی جهان و منطقه تأثیرگذاری کرده بودیم؛ به‌طوری‌که واقعاً اگر نیروهای مسلح ما یک اطلاعیه می‌دادند و حرفی می‌زدند، همه مطمئن بودند که آن اتفاق می‌افتد. به این موارد، «دیپلماسی فرهنگی» را هم اضافه کنید که در این جنگ، نیروهای مسلح به کار بردند؛ مانند شعارنویسی روی موشک‌ها که خودش باب جدیدی بود و نشان می‌داد همزمان با جنگ، کار فرهنگی هم توسط نیروهای مسلح انجام می‌شود؛ نه توسط کسانی که اساساً شغلشان فرهنگی است.

در دیپلماسی سیاسی و سیاست خارجی ما هم، علی‌القاعده باید همین رویه انجام شود. البته شاید چون در این ۴۰ روز، سطح انتظارات فرهنگی، رسانه‌ای و تبلیغاتی مردم توسط نیروهای مسلح بالا رفته بود، حالا که درگیری‌های نظامی متوقف شده و کار به دست سیاسیون افتاده، انتظار مردم هم متناسب با همان زمان است. بنابراین این نکته‌ بسیار مهمی است که مسئولان محترم سیاست خارجی ما - که فعلاً آقای قالیباف هم یکی از آن‌ها هستند- باید به آن توجه داشته باشند؛ هرچند که همانطور که گفتم چون ما اطلاعات کافی نداریم، نمی‌توانیم قضاوت خیلی دقیق و قطع داشته باشم.

نکته‌ بعدی این است که گزارش آقای دکتر قالیباف، گزارش کاملی بود. ایشان به‌دقت عهدشکنی‌های آمریکایی‌ها در این مذاکرات را توضیح دادند و گفتند که آن‌ها مذاکره را با هدف رسیدن به یک نتیجه انجام نمی‌دادند؛ بلکه ظاهراً مذاکرات صرفاً برای اتلاف وقت و مانند سال‌های گذشته، نوعی امتیازگیری بدون امتیاز دادن - نقد گرفتن و نسیه دادن - با ما و کشورهای دیگر بود. به نظرم آقای قالیباف این موضوع را خوب توضیح دادند.

مسئله‌ دیگری هم که در اینجا وجود دارد این است که بحث آتش‌بس و مذاکرات، منوط به بررسی آن «۱۰ شرط ایران» شده بود، نه صرفاً مسئله‌ آتش‌بس در لبنان. نوعی گره زدن همه‌ بدعهدی‌های آمریکا و شروطی مانند رفع تحریم‌ها، پرداخت خسارت و تعهد آمریکا مبنی بر عدم تجاوز مجدد، نباید تحت‌الشعاع صرفاً مسئله‌ آتش‌بس لبنان قرار بگیرد. آتش‌بس در لبنان تنها یکی از شروط بود. به‌غیر از این موارد، به نظر من ایشان نکات قابل‌توجه و خوبی را بیان فرمودند.

انتقاد علنی از تیم دیپلماتیک کشور مضر و سم است

* اشاره کردید که ایشان کمی دیر برای توضیح دادن آمدند و ممکن بود در این مدت، طرف مقابل عرصه‌ این روایت را در دست خودش بگیرد. اتفاقاً در همین چند روز گذشته هم یک‌سری انتقادات به تیم مذاکره‌کننده و شخص آقای قالیباف در خیابان، مجلس و در بین سیاسیون مطرح می‌شد که چرا توضیح نمی‌دهید. آیا فکر می‌کنید این توضیحات آقای قالیباف و پخش ناگهانی آن در طول یک شب، در واکنش به این انتقادها بوده است؟

به نظر من در واکنش به آن انتقادها نبوده است. به‌هرحال کسانی در جامعه هستند که می‌خواهند انتقاد کنند، اما به اعتقاد بنده در شرایط موجود، انتقاد علنی از تیم دیپلماتیک کشور همان‌قدر مضر و سم است که بخواهید وسط جنگ ۴۰ روزه از نیروهای نظامی‌مان انتقاد کنید. در این شرایط، انتقاد کاملاً کار اشتباهی است.

البته برخی از آقایان صاحب‌نظر نقطه‌نظرات خود را در پنهان به تیم مذاکره‌کننده منتقل می‌کنند که این نظر خوبی است؛ اما عده‌ای صرفاً منتظر فرصتی برای انتقاد کردن هستند که ما آن‌ها را کنار می‌گذاریم. البته در میان منتقدین، اقلیتی هم هستند که واقعاً «واجب‌المَطَب» هستند که با آن‌ها هم کاری نداریم!

اما حرف من به خاطر افکار عمومی مردم است. افکار عمومی مردمی که هر شب در خیابان‌ها حضور پیدا می‌کنند، هم به اطلاعات احتیاج دارند و هم به مسئولان دیپلماتیک ما اعتماد دارند. اما اگر در بیان مطالب تأخیر صورت بگیرد، این اعتماد دچار آسیب می‌شود. البته منظورم این نیست که مسئولان ما هر روز بیایند گزارش بدهند؛ شاید شرایط اقتضا نکند و ما باید به شرایط روز و شرایط جنگی توجه داشته باشیم. اما به‌هرحال، نوعی سکوت هم افکار عمومی را دچار سردرگمی می‌کند؛ ضمن اینکه طرف مقابل مرتباً دارد به دروغ مطلب منتشر می‌کند. وقتی حجم دروغ زیاد بشود به تعبیر گوبلز (وزیر اطلاع رسانی هیتلر) رفته‌رفته ممکن است برخی از افکار عمومی به این نتیجه برسند که شاید حرف‌های آن‌ها درست باشد. بنابراین یکی از وظایف این است که اطلاع‌رسانی بکنند. همان‌طور که خود آقای قالیباف در زمان جنگ، یک‌تنه فعالیت رسانه‌ای خوب و مؤثری را انجام می‌دادند که در افکار عمومی نه فقط ایران، بلکه در جهان بسیار تأثیرگذار بود، این روند باید به شکلی توسط افرادی ادامه پیدا کند و هدایت شود.

نیروهای نظامی، مردم خیابان و دیپلماسی نباید از هم جدا شوند

* موضوع دیگری که آقای قالیباف خیلی روی آن تأکید داشتند این بود که «هم نیروهای نظامی در میدان، هم افرادی که در خیابان هستند و هم ما در مقام تیم مذاکره‌کننده، همه یک میدان را تشکیل می‌دهیم.» مخاطب این حرف‌ها چه کسی بود؟ به نظر می‌رسید که این صحبت‌ها با این هدف بود که قرار است توافقی صورت بگیرد و آقای قالیباف خواسته کمی در میان مخالفان آرامش ایجاد کند. این‌طور نبود؟

کسانی هستند که صدایشان بلند است، اما هیچ نقشی در جایی ندارند و فقط افکار را مشوش می‌کنند؛ شاید منظور آقای قالیباف این جماعت هم بوده است. به‌هرحال ما الان در کشور سه رکن برای مقاومت و مبارزه با دشمن خارجی داریم: «رکن نظامی»، «رکن مردم در خیابان‌ها و اظهارنظرهایشان» و «رکن جریان دیپلماسی». این سه رکن نباید از هم جدا شوند و نباید این تصویر در افکار عمومی ساخته شود که مثلاً تیم دیپلماسی و تیم نظامی ما دارند در دو مسیر جداگانه می‌روند. نه، این‌ها کاملاً با هم و با مسئولان عالی‌رتبه‌ کشور هماهنگ هستند.

به هیچ‌وجه نباید این‌ها تضعیف شوند. تضعیف این‌ها، دقیقاً مانند تضعیف نیروهای نظامی است که عملیات انجام می‌دهند. در واقع این سه رکن، اجزای یک مثلث هستند که هر سه باید کاملاً حفظ شوند. همان‌طور که نیروهای نظامی و مردم در خیابان‌ها باید حفظ شوند، تیم دیپلماسی هم باید حفظ شود؛ در غیر این صورت، این مثلث از بین می‌رود.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O