ناگفتههایی از یک مصاحبه با شهید کمال خرازی؛ از روایت های غیرمحافظه کارانه و منصفانه از سیدحسین نصر و عبدالکریم سروش تا جلسه پر تنش با محمود احمدی نژاد
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، رضا مختاری اصفهانی، دانشآموخته تاریخ و سندپژوه، که مصاحبه تاریخ شفاهی با دکتر سیدکمال خرازی را در قالب کتاب «خاطرات و مخاطرات» ـ منتشرشده از سوی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ـ انجام داده است، در یادداشتی که به مناسبت شهادت او در اختیار خبرآنلاین قرار داده، به پشتپرده این مصاحبه پرداخته است:
شهادت دکتر سیدکمال خرازی در ساعات پایانی بیستم فروردین، به جز تأسف از ضایعه فقدانش، خاطرات چندین جلسه مصاحبه با او را برایم زنده کرد و مرا به دو دهه پیش پرتاب کرد؛ مصاحبههایی که با عنوان «خاطرات و مخاطرات» توسط سازمان اسناد و کتابخانه ملی منتشر شده است.
اینکه چه شد من به عنوان مصاحبهکننده با دکتر خرازی انتخاب شدم، خودش داستانی دارد. ماجرا از این قرار بود که نفیسه کوهنورد به خاطر سوابق خبرنگاری در حوزه سیاست خارجی و همراهی در سفرهای دیپلماتیک وزیر امور خارجه سابق برای مصاحبه انتخاب شده بود. به روایت سعیده یراقی، مجری طرح پروژه تاریخ شفاهی سازمان اسناد و کتابخانه ملی، و حسین عاشوری، فیلمبردار پروژه، دکتر خرازی پرسش از مسائل بسیار شخصی مانند احساستان هنگام تولد نخستین فرزندتان که دختر بوده، را تاب نیاورده و با رفتن از اتاق به بهانه کاری، مصاحبه را محترمانه توسط مسئول دفترش پایان داده بود. در این میان، دکتر امیرمسعود شهرامنیا، مدیر پروژه، که بر انجام این مصاحبه اصرار داشت، در دیداری با دکتر خرازی، او را راضی کرده بود کار با مصاحبهکنندهای دیگر انجام شود. بدین ترتیب، قرعه فال به نام من افتاد با این توصیه و گوشزد که دکتر خرازی همچنان مردد است و انجام گفتوگو به شگردهای پیش از مصاحبه بستگی دارد.
زمانی که در یکی از روزهای زمستان ۱۳۸۷ به دفتر شورای راهبردی روابط خارجی رسیدم، فیلمبردار و صدابردار گروه را منتظر دیدم. حال آنکه آنان در موارد مشابه پیش از رسیدن مصاحبهکننده مقدمات کار را فراهم میساختند، چه باید در دکور اتاق تغییراتی میدادند. با تذکر مسئول دفتر دکتر اما متوجه شدم تردید برای مصاحبه همچنان باقی است و کاری سخت با دیپلماتی در پیش دارم که به اخمو و خشک بودن مشهور بود. پس از ورود به دفتر کار رئیس شورای راهبردی، سعی کردم در مُجاب کردنش بر علایق و عواطف او تکیه کنم. از همین رو در پاسخ به این پرسش که زندگی شخصی او چه تأثیری در روایات تاریخی دارد، به تحصیلش در مدرسه علوی و آشنایی با علامه علیاصغر کرباسچیان اشاره کردم؛ اینکه روایت او از علامه روایتی دست اول از شخصیتی است که از پی سالها حامیان و مخالفان سرسختی دارد. با این همه، با ساز کردن بهانهای دیگر سعی کرد از مصاحبه بگریزد یا شاید مرا بیازماید. ازجمله به پایبندیاش به بعضی از ظرایف مانند آداب نشستن در جلوی دوربین اشاره کرد که با خستگی میتواند سهواً فراموش شود. از همین رو در کمتر گفتوگوی زنده تلویزیونی شرکت میکند. به او اطمینان دادم در صورت مشاهده چنین وضعیتی، مصاحبه را قطع میکنم.
درنهایت، دکتر خرازی با لطف پذیرفت گروه فیلمبرداری کار خود را آغاز کند. پیش از آماده شدن آنها، سعی کردم با مصاحبهشونده ایجاد صمیمیت کنم. خوشبختانه در طول مصاحبه نیز مجبور به قطع تصویربرداری نشدیم. خرازی در این گفتوگو نشان داد در پاسخ به پرسشها محتاط نیست و صداقت را بر محافظهکاری ترجیح میدهد. از همین رو از توصیف و تمجید علامه کرباسچیان ابایی نداشت تا مبادا به پیوند با انجمن حجتیه متهم شود. همچنانکه از نزدیکی خود و دکتر غلامعلی حداد عادل با دکتر سیدحسین نصر سخن گفت. البته این نزدیکی پس از شرکت در یک مهمانی در خانه نصر خاتمه یافت. به روایت خرازی، به رغم تقیدات شرعی نصر، در آن مراسم رفتارهای غیرشرعی مهمانان و پوشش نامناسب همسر میزبان را مشاهده کردند. از همین رو فردای آن شب با حضور در دفتر نصر، از این رفتارها انتقاد کردند. نصر اما از آنان پرسید آیا رفتار غیرشرعی از خود او دیدند؟ وقتی با پاسخ منفی خرازی و حداد عادل مواجه شد، خود را از کارهای دیگران مبرا دانست. خرازی اما برخلاف حداد عادل رابطهاش با نصر را گسست و دیگر به دیدارش نرفت.
او همچنین در آن زمان به روایت پسینی از شخصیت دکتر عبدالکریم سروش نپرداخت؛ کاری که بسیاری از افراد در روایت از گذشته انجام میدهند. در روایت پسینی، راویان با توجه به موقعیت و جایگاه فعلی افراد حوادث را روایت میکنند و گاه غیرمنصفانه نقش افراد را نفی کرده یا پررنگ جلوه میدهند. دکتر خرازی اما درباره دوست دوران لندن چنین نکرد و از لطف و علاقه امام خمینی به سروش گفت. همچنین از قطع برنامه تفسیر مثنوی دکتر سروش در شبکه دو تلویزیون به خاطر بیم رهبر کبیر انقلاب بر جان او توسط قشریون روایت کرد.
دکتر خرازی با آنکه در ابتدا برای مصاحبه گارد بسته داشت، اما در حین آن نهتنها چنین احساسی نداشتم که پرسشهایم را با جسارت بیان میکردم. ازجمله او در بیان خاطراتش از دوره ریاست هیأت نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد از جلب همکاری رحمان گلزار، سرمایهدار ایرانی و سازنده شهرک اکباتان، سخن گفت. او بدون محافظهکاری از مانعتراشی بعضی از نهادها برای گلزار پس از سفرش به ایران و ممنوعالخروجی او روایت کرد؛ اقداماتی که موجب شد آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی و خرازی با وجود شرایط مناسب گلزار برای ساخت اتوبان تهران- شمال، از ادامه همکاری منصرف شوند. او پس از این روایت، از ناتمام ماندن این پروژه پس از سالها و صرف هزینههای گزاف ابراز تأسف و تحسّر کرد.
خرازی همچنین در مقام وزیر امور خارجه دولت سیدمحمد خاتمی در ایجاد رابطه ایران و اتحادیه اروپا نقش مهمی ایفا کرد؛ شاید بتوان تصویر خنده او در کنار جک استراو، وزیر خارجه بریتانیا، را روایتی تصویری از این برهه دانست. جالب اینکه این تصویر از خنده دکتر خرازی در حکم استثنا است. همچنانکه تصویر او و معاونانش در دیدار با محمود احمدینژاد، رئیسجمهور منتخب، نشان از فضایی ملتهب میان میزبان و مهمانان داشت. به روایت دکتر خرازی، مدیران وزارت امور خارجه برای ارائه گزارش به رئیسجمهور منتخب رفته بودند که برخلاف رفتار معهود، توسط احمدینژاد به مجادله کشیده شد. او نیز به دفاع از مدیرانش بهویژه محسن امینزاده میپردازد. توصیف او از این جلسه چنین بود: «جلسه تلخی بود.» او این انصاف را در روایت اختلاف معاونانش، محمود واعظی و محسن امینزاده، نیز داشت؛ اختلافی که موجب رفتن واعظی از وزارت خارجه و شاید کدورتهای بعدی شد. به باور وزیر امور خارجه دولت اصلاحات، رفتن واعظی موجب از دست دادن فرد خوشفکر و توانمندی برای دستگاه دیپلماسی شد.
این مصاحبه که در فضایی تردیدآمیز و با بیم از قطع آن آغاز شده بود، به تجربهای مهم و شیرین در بین مصاحبههای متعددم با شخصیتهای مختلف علمی، هنری، سیاسی و فرهنگی تبدیل شد. در جلسه پایانی، دکتر خرازی کتاب کارنامه هشت سال وزارت خود را با خط زیبایش از سر لطف هدیه کرد. بعدها از دکتر صادق خرازی، برادرزادهاش، که او نیز خطی خوش دارد، شنیدم زیبایی خط میراث خاندانی این خانواده است و خط دکتر کمال در حد اعلای این میراث قرار دارد. امیدوارم دکتر خرازی خاطرات سالهای بعد را در جایی گفته یا نوشته باشد که تا پایان عمر همچنان در صحنه سیاست ایران بهویژه سیاست خارجی فعال و تاثیرگذار بود. خدایش بیامرزاد.
ارسال نظر