گزارش محرمانه نتانیاهو به ترامپ در اتاق وضعیت کاخ سفید | وزرای ارشد کابینه از این جلسه بی خبر بودند | چگونه ترامپ آمریکا را به جنگ کشاند؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از اکوایران، در شرایطی که چهل روز آغاز جنگ بزرگ در خاورمیانه طرفین با آتشبس موافقت کردهاند، روزنامه نیویورکتایمز با انتشار گزارشی ابعاد جدیدی از روند تصمیمگیری در کاخ سفید برای آغاز جنگ را افشا کرده است.
ضیافت خون در اتاق اندرونی
به نوشته نیویورکتایمز، ماشین شاسیبلند مشکیرنگی که نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، را حمل میکرد، درست پیش از ساعت ۱۱ صبح 11 فوریه به کاخ سفید رسید. رهبر اسرائیل که ماهها برای واداشتن ایالات متحد به موافقت با یک حمله بزرگ به ایران فشار آورده بود، با تشریفاتی اندک و دور از دید خبرنگاران به داخل هدایت شد، درحالیکه برای یکی از پرمخاطرهترین لحظات در کارنامه طولانی خود آماده میشد.
مقامهای آمریکایی و اسرائیلی نخست در اتاق کابینه، در مجاورت دفتر بیضی، گرد هم آمدند. سپس نتانیاهو برای رویداد اصلی به طبقه پایین رفت: ارائهای فوقمحرمانه درباره ایران برای رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ و تیم او در اتاق وضعیت کاخ سفید؛ اتاقی که بهندرت برای دیدارهای حضوری با رهبران خارجی استفاده میشد. ترامپ نشست، اما نه در جایگاه معمول خود، بلکه در صدر میز کنفرانس اتاق که از چوب ماهون ساخته شده است. رئیسجمهور آمریکا در یک سمت نشست و رو به نمایشگرهای بزرگی که در امتداد دیوار نصب شده بودند، قرار گرفت. نتانیاهو در سمت دیگر، درست روبهروی ترامپ نشست.
روی صفحه نمایش پشت سر نخستوزیر اسرائیل، دیوید بارنیا، رئیس موساد، به همراه مقامهای نظامی اسرائیلی ظاهر شدند. آنها که بهصورت بصری پشت سر نتانیاهو قرار گرفته بودند، تصویری از یک رهبر در زمان جنگ که تیمش او را احاطه کردهاند، ایجاد کردند.
سوزی وایلز، رئیس دفتر کاخ سفید، در انتهای میز با فاصله دور نشست. وزیر امور خارجه آمریکا، مارکو روبیو، که همزمان مشاور امنیت ملی نیز بود، در جایگاه همیشگی خود قرار گرفت. پیت هگست وزیر دفاع و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش که معمولاً در چنین موقعیتهایی کنار هم مینشستند، در یک سمت بودند؛ جان ردکلیف، رئیس سازمان سیا نیز به آنها پیوست. جراد کوشنر، داماد ترامپ و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکا که در حال مذاکره با ایرانیها بود، گروه اصلی را کامل کردند.
این گردهمایی عمداً کوچک نگاه داشته شده بود تا از درز اطلاعات جلوگیری شود. دیگر وزرای ارشد کابینه هیچ اطلاعی از برگزاری این جلسه نداشتند. معاون رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس، نیز در میان حاضران قرار نداشت. او در جمهوری آذربایجان بود و جلسه با چنان اطلاع کوتاهی برنامهریزی شده بود که او نتوانست بهموقع بازگردد.
ارائهای که نتانیاهو طی ساعت بعدی انجام میداد، نقشی تعیینکننده در قرار دادن ایالات متحد و اسرائیل در مسیر یک درگیری نظامی بزرگ در یکی از بیثباتترین مناطق جهان داشت. این ارائه همچنین به مجموعهای از بحثها در درون کاخ سفید طی روزها و هفتههای بعد منجر شد (جزئیاتی که پیشتر گزارش نشده بودند) که در آنها ترامپ، پیش از آنکه مجوز پیوستن به اسرائیل در حمله به ایران را صادر کند، گزینهها و خطرات را سنجید.
چگونه ترامپ ایالات متحد را به جنگ کشاند؟
این روایت از اینکه چگونه ترامپ ایالات متحد را به جنگ کشاند، برگرفته از گزارشهایی برای کتابی در دست انتشار با عنوان «تغییر رژیم: درون ریاستجمهوری امپراتوریمأبانه دونالد ترامپ» است. این روایت نشان میدهد که چگونه بحثهای درون دولت، غرایز رئیسجمهور آمریکا، شکافهای در حلقه نزدیک او و شیوه اداره کاخ سفید را برجسته کردهاند. این گزارش بر پایه مصاحبههای گستردهای است که با شرط ناشناس ماندن انجام شدهاند تا گفتوگوهای داخلی و مسائل حساس بازگو شوند.
این گزارش همچنین نشان میدهد که تفکر تندروانه ترامپ تا چه اندازه طی ماهها با دیدگاههای نتانیاهو همسو بوده است؛ بیش از آنچه حتی برخی از مشاوران کلیدی رئیسجمهور آمریکا درک میکردند. ارتباط نزدیک این دو، ویژگی ماندگاری در دو دولت بوده و این روند، هرچند گاه پرتنش، باعث انتقادها و بدگمانیهای شدیدی در هر دو جناح چپ و راست سیاست آمریکا شده است؛ و نیز نشان میدهد که چگونه در نهایت، حتی اعضای بدبینتر کابینه جنگی ترامپ، بهاستثنای آشکار ونس -چهرهای در درون کاخ سفید که بیش از همه با یک جنگ تمامعیار مخالف بود - به غرایز ترامپ تمکین کردند، از جمله اعتماد فراوان او به اینکه جنگ، سریع و قاطع خواهد بود.
در جلسه 11 فوریه اتاق وضعیت، نتانیاهو با تمام قوا تلاش کرد اینگونه القا کند که ایران آمادهٔ تغییر نظام است و این باور را ابراز داشت که یک مأموریت مشترک آمریکا-اسرائیل میتواند این کار را انجام دهد دهد. نتانیاهو و تیمش شرایطی را ترسیم کردند که به ادعای آنها نشاندهنده پیروزی تقریباً قطعی بود: برنامه موشکهای بالستیک ایران میتواند ظرف چند هفته نابود شود؛ نظام آنچنان تضعیف خواهد شد که قادر نخواهد بود تنگه هرمز را مسدود کند و احتمال اینکه ایران بتواند به منافع آمریکا در کشورهای همسایه ضربه بزند، بسیار اندک ارزیابی شد. نتانیاهو ارائه خود را با لحنی یکنواخت اما مطمئن بیان کرد. به نظر میرسید این سخنان برای مهمترین فرد حاضر در اتاق، رئیسجمهور آمریکا، قانعکننده بوده است. ترامپ به نتانیاهو گفت: «به نظر من خوب است.» برای نتانیاهو، این بهمنزله چراغ سبز احتمالی برای یک عملیات مشترک آمریکا-اسرائیل تلقی شد.
نتانیاهو تنها کسی نبود که از این جلسه با این برداشت خارج شد که ترامپ تقریباً تصمیم خود را گرفته است. مشاوران رئیسجمهور آمریکا میتوانستند ببینند که او عمیقاً تحت تأثیر وعدههای تواناییهای نظامی و اطلاعاتی تیم نتانیاهو قرار گرفته است؛ همانطور که پیشتر نیز هنگام گفتوگوی این دو پیش از جنگ ۱۲روزه با ایران در ماه ژوئن چنین شده بود. نتانیاهو پیشتر در همان روز ۱۱ فوریه، در جریان دیدار خود از کاخ سفید تلاش کرده بود توجه آمریکاییهای حاضر در اتاق کابینه را به تهدید وجودی ناشی از ایران معطوف کند. وقتی دیگران در اتاق از نخستوزیر اسرائیل درباره خطرات احتمالی این عملیات ابراز نگرانی کردند، نتانیاهو آن نکات را پذیرفت، اما یک نکته محوری را مطرح کرد: از نظر او، خطرات اقدام نکردن بیشتر از خطرات اقدام کردن است. او استدلال کرد که هزینه اقدام تنها در صورت تعویق افزایش خواهد یافت و دادن زمان بیشتر به ایران برای تسریع تولید موشک و ایجاد سپری حفاظتی پیرامون برنامه هستهایاش، این هزینه را بالاتر میبرد.
همه افراد حاضر در اتاق میدانستند که ایران توانایی آن را دارد که ذخایر موشکی و پهپادی خود را با هزینهای بسیار کمتر و بسیار سریعتر از آنچه ایالات متحد بتواند رهگیرهای بسیار گرانتر برای حفاظت از منافع و متحدانش در منطقه تولید و تأمین کند، افزایش دهد. ارائههای نتانیاهو و واکنش مثبت ترامپ به آنها وظیفهای فوری برای جامعه اطلاعاتی آمریکا ایجاد کرد. در طول شب، تحلیلگران کار کردند تا امکانپذیری آنچه را که تیم اسرائیلی به رئیسجمهور آمریکا گفته بود، ارزیابی کنند.
مضحک و مزخرف!
نتایج تحلیل اطلاعاتی ایالات متحد روز بعد در ۱۲ فوریه، در جلسهای دیگر که تنها برای مقامهای آمریکایی در اتاق وضعیت برگزار شد، به اشتراک گذاشته شد. پیش از ورود ترامپ، دو مقام ارشد اطلاعاتی به حلقه نزدیک او گزارش دادند. این مقامهای اطلاعاتی تخصص ژرفی در توانمندیهای نظامی آمریکا داشتند و نظام ایران و بازیگران آن را بهخوبی میشناختند. رئیس سازمان سیا برای توصیف سناریوهای تغییر نظامی که نخستوزیر اسرائیل ارائه داد، از یک واژه استفاده کرد: «مضحک.» در این لحظه، مارکو روبیو وارد صحبت شد و گفت: «به عبارت دیگر، مزخرف است.»
راتکلیف افزود که با توجه به غیرقابلپیشبینی بودن رویدادها در هر درگیری، تغییر نظام ممکن است رخ دهد، اما نباید بهعنوان هدفی قابل دستیابی در نظر گرفته شود. چند نفر دیگر نیز وارد بحث شدند، از جمله جی.دی. ونس که تازه از جمهوری آذربایجان بازگشته بود و او هم نسبت به احتمال تغییر نظام تردید جدی ابراز کرد. سپس رئیسجمهور رو به ژنرال دن کین کرد و گفت: «ژنرال، نظر شما چیست؟» ژنرال کین پاسخ داد: «قربان، در تجربه من این رویه استاندارد اسرائیلیهاست. آنها اغراق میکنند و برنامههایشان همیشه بهخوبی توسعهیافته نیست. میدانند که به ما نیاز دارند و به همین دلیل اینگونه با شدت تلاش میکنند.» ترامپ بهسرعت وزنی برای این ارزیابی قائل شد. او گفت تغییر نظام «مشکل آنها» خواهد بود. مشخص نبود که منظورش اسرائیلیها بود یا ایرانیها؛ اما نکته اصلی این بود که تصمیم او برای ورود به جنگ علیه ایران به تحققپذیری بخشهای سوم و چهارم ارائه نتانیاهو وابسته نخواهد بود.
ژنرال کین سالها پیش با این گفته که گروه داعش میتواند بسیار سریعتر از پیشبینی دیگران شکست داده شود، رئیسجمهور آمریکا را تحت تأثیر قرار داده بود. ترامپ نیز با ارتقای او که پیشتر خلبان جنگنده نیروی هوایی بود، بهعنوان عالیترین مشاور نظامیاش، به این اعتماد پاسخ داد. ژنرال کین یک وفادار سیاسی نبود و نگرانیهای جدی درباره جنگ با ایران داشت، اما در نحوه بیان دیدگاههایش در برابر ترامپ بسیار محتاط بود.
ژنرال کارکشته؟
درحالیکه تیم کوچک مشاورانی که در جریان این طرحها بودند، طی روزهای بعد به بحث و بررسی ادامه میدادند، ژنرال کین ارزیابی نگرانکنندهای را با ترامپ و دیگران در میان گذاشت: یک کارزار گسترده علیه ایران بهطور چشمگیری اندوختههای تسلیحاتی آمریکا، از جمله رهگیرهای موشکی را کاهش خواهد داد؛ اندوختههایی که پس از سالها حمایت از اوکراین و اسرائیل تحت فشار قرار گرفته بودند. ژنرال کین هیچ مسیر روشنی برای جبران سریع این ذخایر نمیدید.
او همچنین به دشواری عظیم تأمین امنیت تنگه هرمز و خطرات مسدود شدن آن توسط ایران اشاره کرد. ترامپ این احتمال را با این فرض که تهران پیش از رسیدن به آن نقطه تسلیم خواهد شد، نادیده گرفته بود. به نظر میرسید رئیسجمهور آمریکا تصور میکند جنگ بسیار کوتاه خواهد بود؛ برداشتی که با واکنش نسبتاً محدود به بمباران تأسیسات هستهای ایران توسط آمریکا در ماه ژوئن تقویت شده بود.
نقش ژنرال دن کین در دوره منتهی به جنگ، تنش کلاسیکی میان مشاوره نظامی و تصمیمگیری ریاستجمهوری را نشان میداد. رئیس ستاد تا حدی در خودداری از اتخاذ موضعی مشخص پافشاری میکرد و بارها تکرار میکرد که وظیفهاش این نیست که به رئیسجمهور بگوید چه کاری انجام دهد، بلکه باید گزینهها را همراه با خطرات بالقوه و پیامدهای مرتبه دوم و سوم ارائه کند. برای برخی از شنوندگان چنین به نظر میرسید که او همزمان از همه طرفهای یک موضوع دفاع میکند. کین مدام میپرسید: «و بعد چه؟» اما ترامپ اغلب به نظر میرسید فقط چیزی را میشنود که دوست دارد بشنود. ژنرال کین تقریباً از هر نظر با رئیس پیشین ستاد، ژنرال مارک میلی، تفاوت داشت؛ کسی که در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ بهشدت با او مجادله میکرد و نقش خود را جلوگیری از اقدامات خطرناک یا بیپروا از سوی رئیسجمهور میدانست.
یکی از افرادی که با تعاملات آنها آشنا بود، اشاره کرد که ترامپ عادت داشت توصیههای تاکتیکی ژنرال کین را با مشاوره راهبردی اشتباه بگیرد. در عمل، این بدان معنا بود که ژنرال ممکن بود در یک جمله درباره دشواریهای یک بخش از عملیات هشدار دهد و در جمله بعدی اشاره کند که ایالات متحد عملاً ذخیرهای نامحدود از بمبهای دقیق و ارزان دارد و میتواند پس از دستیابی به برتری هوایی، هفتهها ایران را هدف قرار دهد. برای رئیس ستاد، اینها مشاهداتی جداگانه بودند، حال آنکه به نظر میرسید ترامپ فکر میکند که مورد دوم احتمالاً مورد اول را خنثی میکند. در هیچیک از مراحل این بحثها، رئیس ستاد مستقیم به رئیسجمهور نگفت که جنگ با ایران ایدهای بسیار بد است؛ هرچند برخی از همکاران ژنرال کین معتقد بودند که دقیقاً همین نظر را داشت.