آرزوهای امارات، عربستان و قطر با جنگ علیه ایران بر باد رفت؟ | جنگ خاورمیانه پایداری نظام «پترو دلار» را زیر سؤال برد
به گزارش اقتصادنیوز، در سال ۲۰۱۸، عبدالخالق عبدالله، پژوهشگر اماراتی، کتابی را در مورد لحظه موفقیت کشورهای عربی خلیج فارس منتشر کرد. او در این کتاب استدلال میکند که کشورهایی مانند امارات متحده عربی، قطر و عربستان سعودی توانستهاند از کشورهایی چون مصر و عراق، که زمانی هسته تاریخی منطقه به شمار میرفتند پیشی بگیرند و اکنون در عرصه جهانی قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود را به نمایش بگذارند.
اقتصادنیوز: برای پکن، جنگ ایران فرصت دیگری فراهم کرده تا خود را بهعنوان صدای عقلانیت معرفی کند و در رقابت قدرتهای بزرگ، امتیازی دیگر در برابر آمریکا به دست آورد.
میدل ایست آی در گزارشی نوشت: یکی از مهمترین عواملی که باعث شد تا کشورهای عربی چون امارات و قطر و عربستان جای دیگر کشورها را بگیرند، پیوند عمیق کشورهای خلیج فارس با اقتصاد جهانی بوده است. عبدالخالق عبدالله، پژوهشگر اماراتی مینویسد: این دوره برای خلیج فارس در تاریخ عربی بیسابقه است و تأکید میکند که این وضعیت همزمان با ظهور یک نقطه عطف مهم در تاریخ جهان، یعنی جهانیشدن، شکل گرفته است.
عبدالله بهدرستی اشاره میکند که ادغام کشورهای خلیج فارس در اقتصاد جهانی نقش اساسی در موفقیت آنها داشته؛ چراکه توسعه این کشورها بهشدت به جریانهای بینالمللی انرژی، کالا، سرمایه و نیروی کار وابسته است.
اما همین وابستگی به تجارت جهانی باعث شده جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ۲۰۲۶ که از فوریه آغاز شد، شوک بزرگی به اقتصادهای منطقه وارد کند. در پاسخ به حملات شدید هوایی آمریکا و اسرائیل، ایران راهبرد هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی و مراکز لجستیکی در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را در پیش گرفته است.
با این حملات، ایران تلاش دارد هزینههای جنگ را برای اقتصاد جهانی بالا ببرد. همان جهانیشدنی که قدرت و ثروت را ساخت، حالا به نقطهضعف آن تبدیل شده است.
یکی از مهمترین ابزارهای ایران، محدود کردن عبور و مرور در تنگه هرمز بوده است؛ شاهراه حیاتی دریایی که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند.
تابآوری و سازگاری
ایران همچنین مجتمعهای صنعتی کشورهای خلیج را هدف قرار داده و تنها در دو هفته نخست جنگ، تولیدکنندگان نفت منطقه حدود ۱۵ میلیارد دلار از درآمدهای انرژی خود را از دست دادهاند.
با وجود این خسارات، برخی تحلیلها مدعی شدهاند که کشورهای خلیج فارس ممکن است در برابر این جنگ اقتصادی دوام نیاورند و حتی شهرهایی مانند دبی در معرض فروپاشی قرار بگیرند. اما چنین پیشبینیهایی ممکن است کمی اغراقآمیز به نظر برسد. برای مثال، مدیریت واردات مواد غذایی که عمدتا از تنگه هرمز عبور میکند؛ یکی از چالشهای جدی بوده است، اما تاکنون گزارش گستردهای از کمبود غذا منتشر نشده است.
در حالی که گزارشهایی از خروج کارکنان شرکتهای چندملیتی از دبی و دیگر شهرها منتشر شده، برخی نیز درباره به خطر افتادن جایگاه جهانی این منطقه هشدار دادهاند. با این حال، حتی اگر بازگشت اعتماد زمانبر باشد، واقعیت این است که جایگزینهای محدودی برای امکانات و شرایطی که شهرهای خلیج فارس ارائه میدهند وجود دارد. چارچوبهای قانونی و ثباتی که سرمایهگذاران را جذب کرده، پس از جنگ هم احتمالا پابرجا خواهد ماند.
پرسشهای جدی برای آینده
با این حال، در بلندمدت این جنگ پرسشهای مهمی درباره جایگاه اقتصادی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس مطرح میکند. این بحران، ثبات و آرامشی را که این اقتصادها بر آن بنا شدهاند، متزلزل کرده است. وابستگی آنها به جریانهای جهانی انرژی، کالا، سرمایه و نیروی کار، نشان داده که بسیار آسیبپذیر هستند.
این وضعیت نشان میدهد موفقیت های پیشین به ثبات ژئوپلیتیک وابسته بوده است و همچنین یادآوری میکند که توان مالی این کشورها جایگزین قدرت سخت، مانند قدرت نظامی، نمیشود.
این بحران همچنین میزان وابستگی کشورهای خلیج فارس به برتری ایالات متحده آمریکا را آشکار میکند. دهههاست که واشنگتن نقش تضمینکننده امنیت این منطقه را ایفا کرده و با استقرار پایگاههای نظامی، این ساختار را تقویت کرده است. توان نظامی کشورهای منطقه نیز همچنان به فناوری و تخصص آمریکا و دیگر تولیدکنندگان غربی تسلیحات وابسته است.
آینده پترو دلار
اظهارات متناقض اخیر دونالد ترامپ از جمله تمایل به بسته ماندن تنگه هرمز یا اهانت به ولیعهد عربستان، ممکن است تردیدهایی درباره تعهد آمریکا به منطقه ایجاد کند. اما فارغ از نوسانات رفتاری یک فرد، این جنگ بار دیگر نشان داده که منطقه خلیج فارس چه جایگاه حیاتی در قدرت آمریکا و سرمایهداری جهانی دارد.
صنعت نفت و گاز این منطقه در قلب زنجیره تأمین جهانی قرار دارد. اختلال در تنگه هرمز باعث افزایش شدید تورم شده و اگر ادامه یابد، میتواند به توقف تولید در صنایع مهم جهان منجر شود. بنابراین بعید است منافع قدرتهای بزرگ در این منطقه کاهش یابد.
نقش خلیج فارس در حفظ قدرت آمریکا در نظام «پترو دلار» هم کاملا مشهود است. کشورهای این منطقه به دلیل قیمتگذاری نفت به دلار که نتیجه توافق سال ۱۹۷۴ میان واشینگتن و ریاض است، نقش کلیدی در حفظ جایگاه دلار بهعنوان ارز ذخیره جهانی دارند.
در نتیجه، همه کشورها برای خرید نفت و گاز ناچار به نگهداری دلار هستند و همین امر به انباشت ذخایر دلاری منجر میشود.
سرمایهگذاریهای کلان کشورهای خلیج فارس نیز از اقتصاد آمریکا حمایت میکند؛ بهطوریکه ارزش داراییهای آنها در آمریکا حدود ۲ تریلیون دلار برآورد میشود. همچنین این کشورها از بزرگترین خریداران تسلیحات آمریکایی هستند. در سال ۲۰۲۵، آمریکا قراردادی ۱۴۲ میلیارد دلاری با عربستان امضا کرد.
پایان نظام پترو دلار؟
با این حال، پایداری این نظام زیر سؤال رفته است. بخش عمده نفت خلیج فارس اکنون به چین و دیگر بازارهای آسیایی فروخته میشود و این احتمال مطرح شده که معاملات به جای دلار با یوان انجام شود. گزارشهایی نیز وجود دارد که ایران عبور امن نفتی که با یوان معامله میشود را از تنگه هرمز تضمین میکند. حتی دویچه بانک اخیرا گزارشی منتشر کرده که بررسی میکند آیا این جنگ میتواند به پایان نظام پترو دلار منجر شود یا نه.
در حال حاضر، چنین سناریویی هنوز دور از ذهن به نظر میرسد. این بحران اگرچه ادعای آمریکا مبنی بر تضمین امنیت خلیج فارس را تضعیف کرده، اما در عین حال ناامنی کشورهای منطقه را بیشتر کرده و همین موضوع، نیاز آنها به چنین تضمینی را پررنگتر کرده است.
به نظر میرسد این جنگ در نهایت میتواند به تقویت موقعیت ایران شود؛ کشوری که شاید بخواهد کنترل بیشتری بر عبور و مرور در تنگه هرمز اعمال کند. در چنین شرایطی، کشورهای خلیج فارس چارهای جز ادامه و حتی تعمیق روابط خود با آمریکا نخواهند داشت تا شاید بتوانند موفقیتهای پیشین خود را برای مدت بیشتری حفظ کنند.