حمله زمینی آمریکا به ایران چقدر محتمل است؟/ نخستین فرمانده سپاه: باید آماده باشیم و موضوع را جدی بگیریم/ پذیرش آتش بس بعید است/ به نظر میرسد که این جنگ برای مدتی ادامه خواهد داشت
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، این روزها ادعاها از حمله زمینی آمریکا به ایران برای تصرف جزیره خارک یا حتی دزدیده شدن اورانیوم غنی شده، به مهم ترین خبر رسانه ها و تحلیل سیاسیون تبدیل شده است. آنچنان که روزنامه آمریکایی «وال استریت ژورنال» مدعی شده بود که ترامپ در حال بررسی یک عملیات نظامی ویژه برای ربودن ذخائر اورانیوم غنی شده در داخل ایران است. اما آیا ترامپ می تواند به ایران حمله زمینی کند؟
جواد منصوری، نخستین فرمانده سپاه پاسداران،درباره احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران بیان کرد: باید فکر کنیم که آمریکا و اسرائیل و دیگر دشمنان جمهوری اسلامی ایران، میخواهند به آخرین حربه متوسل شوند؛ ولو این که بدترین حربه باشد. آنها - به قول این ضرب المثل عامیانه – به سیم آخر بزنند. بنابراین باید برای تمامی حالتهای محتمل آماده باشیم و موضوع را جدی بگیریم.
وی همچنین با اشاره به پدیده نفوذ در کشور آن را واقعیتی غیرقابل کتمان خواند و گفت: این که ما از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی با پدیده نفوذ مواجه بودهایم. این جریان تاکنون ضربات سنگینی به ما زده است. فهرست ضرباتی که این شبکه نفوذ به ما زده است خیلی فوق العاده است. تردیدی در آن نیست. ولی این که دستگاههای مسئول ما تا چه اندازه در مقابله با جریان نفوذ موفق بوده اند، جای بحث و تحلیل دارد و اطلاعات کاملی میخواهد که داشته باشیم.
نخستین فرمانده سپاه پاسداران درباره دستور ترامپ به ونس برای مذاکره با ایران هم تاکید کرد: به نظر نمیرسد مسئله مذاکره مطرح باشد. حتی پذیرش آتش بس هم بدون تضمین قابل قبول و بدون این که همه شرایط ایران تامین شده باشد بعید است. لذا به نظر میرسد که این جنگ برای مدتی ادامه خواهد داشت تا این که آمریکاییها و اسرائیلیها مطمئن شوند برای همیشه به اهدافشان برسند.
مشروح گفت و گوی جواد منصوری، نخستین فرمانده سپاه پاسداران را در ادامه می خوانید؛
****************************
* آقای منصوری! با وجود اینکه بیش از یک ماه از جنگ میگذرد، تحلیل شما از وضعیت جنگ چیست و چقدر حمله زمینی آمریکا به ایران محتمل است؟
یک اصل در مدیریت این است که مدیران بخشهای مختلف هر کشوری برای حوره مدیریتی خودشان باید تمامی احتمالات و تحولات آینده را پیش بینی کنند و خود را برای بدترین و سخت ترین حالت آماده کنند. به عبارتی، مدیری موفق است که کلمهای به نام غافلگیر شدن و یا تصور نمیکردیم یا آن چنان که اتفاق افتاد، ما اطلاع نداشتیم {را به کار نبرد}. در مدیریت، این عبارتها نشانه ضعف و ناتوانی مدیر است. لذا مسئولین کشور باید برای تمام اشکال احتمالات، خود را آماده کنند و جدی تصور کنند که همه اشکال مختلف تهدید رخ خواهد داد و برای آن تهدید خود را آماده کنند.
اما این که آیا واقعا رخ خواهد داد یا خیر، این تحت تاثیر تحولات و تغییرات و مسائلی است که بعضا ممکن است در حیطه قدرت ما نباشد و یا در حیطه علم ما نباشد. از این نظر باید فکر کنیم که آمریکا و اسرائیل و دیگر دشمنان جمهوری اسلامی ایران، میخواهند به آخرین حربه متوسل شوند؛ ولو این که بدترین حربه باشد. آنها - به قول این ضرب المثل عامیانه – به سیم آخر بزنند. بنابراین باید برای تمامی حالتهای محتمل آماده باشیم و موضوع را جدی بگیریم.
حمله به تاسیسات نفتی ایران، مسئله را به خود ایران ختم نمیکند
نکته دوم این است که حمله به تاسیسات نفتی ایران، مسئله را به خود ایران ختم نمیکند. به عبارت دیگر، این طور نیست که صدور نفت ایران کم یا قطع شود. کل بازارهای دنیا در همه زمینهها به هم میریزد. مسئله نفت تنها مسئله ایران نیست؛ حتی مسئله خود نفت به طور مستقیم نیست. به اشکال مختلفی در سطح جهانی تاثیر گذار است. حتی در کشاورزی، توریسم و به تمام اینها سرایت میکند.
به عنوان نمونه، با گران شدن بنزین هواپیما، بلیط هواپیما گران شده است و در نتیجه بسیاری از شرکت های هواپیمایی دنیا میگویند مسافران ما کم و یا قطع شده است. نفوذ وضعیت نفت تا این جا پیش میرود. پس کسانی که میخواهند این کار را بکنند یا ملاحظه این موضوع را نمیکنند که بعدا با گرفتاریهای بزرگ تر روبرو میشوند و در نتیجه به شکستهای بزرگی مبتلا میشوند، یا اگر اینها را در نظر گرفته اند، تبعاتش را در نظر نگرفته اند. نمیدانند تبعات ورود به ایران چیست. قطعا شرایط دفاعی ایران از بسیاری کشورهایی که آمریکا علیه آنها لشکر کشی کرده ، بهتر است. این ادعای ما نیست. حتی خود مقاماتشان این ادعا را دارند. در طی بیش از چهار دهه گذشته بارها تصمیم گرفته اند به ایران حمله کنند و بخشی از ایران را اشغال و جدا و تجزیه کنند. ولی وقتی وارد محاسبه و برنامه ریزی عملیاتی شده اند متوجه شده اند ریسک بسیار بزرگی است و منصرف شده اند. ولی دولت فعلی آمریکا با این تصور که اگر موفق شود، تغییر بزرگی در تاریخ جهان به نام این دولت ثبت خواهد شد، این ریسک را کرد و این حمله را شروع کرد. الان شرایط به گونه ای است که هیچ گونه دستاوردی را نمیتوانند اثبات کنند.
ادعای دزدیدن اورانیوم جنبه تبلیغاتی یا روانی دارد
* اخیرا برخی از رسانههای آمریکایی از یک ایده در خصوص دزدیده شدن اورانیوم خبر داده اند. آیا چنین ایده ای محتمل است؟ آیا آمریکا میتواند با حمله زمینی اورانیوم را سرقت کند؟
این گونه صحبتها بیشتر جنبه تبلیغاتی یا روانی یا جنبه ایجاد یک فضای بسیار ملتهب و روانی بسیار خطرناک را دارد. وگرنه در واقعیت، مگر ایران کشور کوچکی است؟ مگر ایران قادر نیست امکانات خود را در جایی که آنها دسترسی ندارند یا اطلاع ندارند مخفی کند؟ به نظرم این بیشتر یک شوی تبلیغاتی است و جنبه جنگ روانی دارد و در گذشتهها ثابت شده است که این گونه حرفها عملا نتیجه ای نداشته است. در موضوع عراق شاهد اعترافات بزرگ آمریکاییها در شکست محاسباتشان بوده ایم که در ایران به مراتب این موضوع مهم تر و جدی تر است.
پذیرش آتش بس بدون تضمین قابل قبول و بدون این که همه شرایط ایران تامین شده باشد بعید است
* خبرگزاری رویترز از دستور ترامپ به جی.دی.ونس برای بحث مذاکرات با ایران خبر داده است و رئیس جمهور آمریکا هم ادعاهایی در رابطه با مذاکرات با ایران و تغییر رژیم در ایران مطرح کرده است. تحلیل شما از ادعای مذاکره آمریکا با ایران چیست؟ ممکن است به سمت مذاکره با آمریکا برویم و آیا شرایط برای پایان جنگ و آتش بس مهیا است؟
از نظر من خیلی بعید است که مقامات جمهوری اسلامی این بار دعوت به مذاکره را بپذیرند. ما یک ضرب المثل داریم که میگوید آدم عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود. یا آن جمله معروف از امیرالمومنین که میفرماید، من جرب المجرب، حلت به الندامه. هرکس تجربه شده ای را دوباره تجربه کند، پشیمانی برای او سزاوار است. ما بارها با آمریکاییها مذاکره کرده ایم. اولین بار از ۱۳۵۹ در موضوع گروگانها تا همین امسال شاید ده بار در موارد مختلف مذاکره کرده ایم. در هیچ کدام از این ها، آمریکاییها به تعهداتشان عمل نکرده اند.
به نظر نمیرسد مسئله مذاکره مطرح باشد. حتی پذیرش آتش بس هم بدون تضمین قابل قبول و بدون این که همه شرایط ایران تامین شده باشد بعید است. لذا به نظر میرسد که این جنگ برای مدتی ادامه خواهد داشت تا این که آمریکاییها و اسرائیلیها مطمئن شوند برای همیشه به اهدافشان برسند. در نتیجه باید به ایران امتیازاتی دهند که برای ایران قابل قبول باشد. مسائل غرامت و تحریمها و باندهای براندازی در خارج از کشور باید حل شود.
پدیده نفوذ واقعیتی است که نمیشود کتمان کرد
* اسرائیل است که نفوذ گسترده ای در ایران داشته و دارد. چقدر پدیده نفوذ در جنگ اخیر تاثیر داشته است؟ چطور باید با پدیده نفوذ برخورد کرد و این نفوذیها را شناسایی کرد؟
متاسفانه این واقعیتی است که نمیشود کتمان کرد. این که ما از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی با پدیده نفوذ مواجه بودهایم. این جریان تاکنون ضربات سنگینی به ما زده است. فهرست ضرباتی که این شبکه نفوذ به ما زده است خیلی فوق العاده است. تردیدی در آن نیست. ولی این که دستگاههای مسئول ما تا چه اندازه در مقابله با جریان نفوذ موفق بوده اند، جای بحث و تحلیل دارد و اطلاعات کاملی میخواهد که داشته باشیم. ولی واقعیت قضیه این است که آمریکا و اسرائیل سرمایه گذاری بسیار سنگینی را در اشکال مختلف در ایران من جمله در جریان نفوذ کرده اند. البته انگلستان و برخی از کشورهای اروپایی مانند آلمان و فرانسه هم در این زمینه فعال هستند.
بنابراین، باید روی این موضوع خیلی بیشتر از چیزی که الآن هست، جدی شویم. هر روز میشنوید که دستگاههای مسئول ما تعدادی از عوامل مرتبط با آمریکا و اسرائیل را دستگیر کرده اند. این نشان میدهد که هنوز هم این موضوعات وجود دارد و جریان نفوذ حضور دارد و کمابیش هم فعال است و بخشی از اقداماتی که انجام میدهند بر اساس اطلاعاتی است که جریان نفوذ به آنها میدهد. بنابراین ما همچنان با این تهدید مواجه هستیم و منکر آن هم نمیتوان شد. نهایتا شاید به تدریج بتوانیم بر این جریان غلبه کنیم. آنها هم به این جریان خیلی دل بسته اند و تصورشان این است که این جریان نفوذ میتواند آنها را در نهایت به پیروزی برساند.
جریان دی ماه گذشته یا حتی جریانات اخیر را به عنوان سندی بر پیروزی جریان نفوذ در ایران میدانند. ولی آن چه الآن در این مملکت در این یک ماه گذشته میگذرد، نشان میدهد اراده و مدیریت مردم ایران و مسئولان و نیروهای مسلح کشور آن چنان قوی است که توانستهاند بر جریان نفوذ تا حدود زیادی غلبه کنند، اگرچه هنوز هم این جریان همچنان هست و نمیتوان منکر آن شد. باید تلاش کرد تا حتی المقدور این جریان را از بین ببریم.
اکثریت مردم ایران نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند
* آقای منصوری! مقاومت در جامعه باید چطور باشد و حکومت چطور و به چه شکل مقاومت را انجام دهد؟
تاکید میکنم که اکثریت مردم ایران نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند. این اکثریت کاملا متوجه هستند که جمهوری اسلامی نظامی است که مورد دشمنی و کینه شدید نظام سلطه گر سرمایه داری است. از بچههای مدرسه ای و دانشجویان و کارمندان بپرسید خواهند گفت که آمریکاییها و اروپاییها و اسرائیل دشمنان سرسخت ما هستند و میخواهند جمهوری اسلامی را زمین بزنند. این خیلی عادی است و همه میدانند.
نهایتا عده ای میگویند مذاکره کنیم، سازش کنیم و امتیاز بگیریم و امتیاز بدهیم تا از این وضعیت خارج شویم. عده دیگری هم میگویند آنها اساسا با موجودیت، هویت، استقلال و تمامیت ارضی ما مسئله دارند. در قضایای اخیر نقشه منتشر کردهاند و ایران را به شش کشور تجزیه کردهاند. به رضا پهلوی هم گفته اند اگر تو را به ایران برگرداندیم و تو را شاه کردیم، فقط در مرکز ایران شاه هستی و بقیه اش تمام است. با توجه به این، مردم این طور مقاومت میکنند. فکر میکنید آن چه که در یک ماه گذشته در ایران میگذرد، در دنیا نظیر دارد؟ فکر میکنید این مردم بی اطلاع میآیند؟ این مردم متوجه تهدیدات نیستند و نقش خود را نمیدانند؟ هم نقش خود را میدانند و هم شرایط را میشناسند و هم به نقش خود به طور مسئولانه عمل میکنند.
شخصا در شبهای گذشته، در میدان تجریش دیدم که باران بسیار شدیدی میآمد و این مردم تا یک بامداد زیر باران ایستاده بودند و شعار میدادند. به نظرم نظیر چنین اتفاقی در دنیا خیلی کم است و یا نیست. پس دشمن در این زمینه احساس میکند که در محاسبات خود اشتباه کرده است. آنها فکر کردند میآیند و میزنند و مردم هم ناراضی هستند و در صحنه میآیند. همان بازیهایی که از سال ۵۹-۶۰ همیشه تکرار کرده اند را میخواستند تکرار کنند. این که اکثریت مردم راضی اند و فقط کافی است فضای جدیدی ایجاد کنیم تا مردم بریزند و کار را تمام کنند، همانند شبیه به ۲۸ مرداد. ولی الآن قضایا به کلی تغییر کرده است. اگر دولت بخواهد مقداری انعطاف یا سازش نشان دهد، مردم راضی نیستند.