ساداتیان: فرصت امتیازگیری دیپلماتیک رسیده | تجربه «پایان جنگ» گذشته پیش روی ماست، جلوی فرصتسوزی را باید گرفت
به گزارش اقتصادنیوز، جنگ با نظامیان آغاز میشود، اما دیپلماتها به پایان میرسد. این گزاره امروز بیش از هر زمان دیگری در فضای سیاسی ایران طنینانداز شده است. با ورود جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل به ماه دوم خود این پرسش مطرح میشود که فعالیت دیپلماتهای ایران چقدر نشاندهنده پایان جنگ است؟
اقتصادنیوز در این رابطه با سیدجلال ساداتیان، کاردار پیشین ایران در لندن گفتوگو کرده است. این دیپلمات بازنشسته با اشاره به اقدامات نظامی ایران در میدان جنگ میگوید که اعتبار ایالات متحده امریکا زیر سوال رفته و ایران در شرایط موجود دست برتر را پیدا کرده است؛ به طوری که باعث فشار اقتصادی به دنیا و حتی داخل آمریکا شده است.
اقتصادنیوز: عباس ملکی، دیپلمات سابق با یادآوری مذاکرات پایان جنگ ایران و عراق و قطعنامه ۵۹۸ تأکید کرد: در آن زمان هم ما چنین حسی داشتیم که گویی مذاکره فریب بوده است. در نتیجه، نیروهای مسلح ما دوباره مقاومت را آغاز کردند. ااین مقاومت و فشارهای بینالمللی باعث شد عراق دوباره به میز مذاکره برگردد.
او اضافه می کند حالا که ایران دست برتر را دارد باید از فرصتها بهترین بهره را ببرد و با اقبال به تلاشهای دیپلماتیک، هم از تخریب بیشتر توسط ترامپ و نتانیاهوی جلوگیری کند و هم امتیازات ضروری مثل تعهد عدم حمله و تعرض مجدد، پرداخت خسارت و رفع تحریم ها را در دستور کار قرار دهد.
مشروح گفتوگوی اقتصادنیوز با سیدجلال ساداتیان را در ادامه بخوانید؛
*****
* آقای ساداتیان! جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل وارد ماه دوم خود شده. از آنجاکه پایان جنگ نتیجه فعالیتهای دیپلماتیک است. شما روندی که در دیپلماسی کنونی این جنگ حاکم است را چطور ارزیابی میکنید؟
همانطور که اشاره کردید، بالاخره هر جنگی باید یک روزی به پایان برسد. برای به پایان رسیدن جنگ، قاعدتاً طرفهای درگیر در جنگ طرح و نقشهای دارند و خواستههایی را مطرح میکنند. یک طرف باید دست برتر را داشته باشد تا شرایط پایان جنگ را تعیین کند؛ اگر دست برتر را نداشته باشد، قاعدتاً با یکدیگر به نوعی تفاهم و توافق میکنند، چه مستقیم و چه با واسطههایی که بخواهند میانجیگری بکنند. این یک قاعده کلی است.
اما در خصوص کار ما، جمهوری اسلامی ایران قبل از این جنگ، خیلی تلاش کرد که کار به جنگ نکشد. ایران دوبار وارد گفتوگو شد و میانه گفتوگو دیدیم که طرف مقابل خیانت کرد، دروغ گفت و فریبکاری کرد و در نهایت دست به اقدام نظامی زد. در جنگ 12 روزه، با وجود اینکه ایران ضرباتی را به طرف مقابل وارد کرد، اما درخواست آنها را برای آتشبس پذیرفت؛ بااینحال آنها رفتند و خود را بازسازی کردند و باز هم از مسیر مذاکره و گفتوگو که در حقیقت برای ایران دامی پهن کرده بودند، با فریب آمدند و دوباره همان مسیر حمله را انجام دادند. حملاتی را وارد کردند که رهبری، فرماندهان، بچههای دانشآموز بیگناه و تعداد زیادی از مردم را به خاک و خون کشیدند.
اما، این بار دیگر ایران آنها را رها نکرد و با صلابت پاسخ داد؛ همانطور که رهبری قبل از شهادتشان مطرح کرده بودند که اگر آنها حمله کنند، جنگ منطقهای خواهد شد، ایران اکنون پایگاههای آمریکا را در کشورهای همسایه زیر ضربات خود دارد و دو سه بار هم پیامها را به شکلهای مختلف به این همسایهها رسانده که هدف ما شما نیستید؛ اما هر کجا را که امریکا برای حمله به ما مورد استفاده قرار دهد، هدف مشروع ما خواهد بود، در نتیجه کویت، بحرین، امارات، عربستان، اردن، عمان، اقلیم کردستان و قبرس و هر جایی که ایران حس میکرد که از آن سو مورد حمله قرار گرفته است، حتی ناوگان دریاییشان را با موشک هدف قرار میداد. الان همه میدانند ایران در شرایط موجود دست برتر را دارد و این تنها در حوزه نظامی نیست که توانسته کنترل را به دست بگیرد، بلکه فشاری است که بر اقتصاد دنیا وارد میکند. این فشار به داخل خود آمریکا هم منتقل شده است.
آمریکا در جنگ با ایران به اهداف خود نرسیده
* واکنش کشورهای دیگر به این وضعیت و عملکرد ترامپ را چگونه میبینید؟
خوشبختانه خیلیها با آمریکا همراهی نکردند و این جنگ را جنگ خودشان نمیدانند. عمده کسانی که اظهارنظر میکنند تاکید دارند که ترامپ اسیر دست اسرائیل شد و اسرائیل باعث شد ترامپ به این بازی کشیده شود و او الان اینجا گیر کرده است. «گیر کرده» یعنی برخلاف تصوراتش، به اهداف ازپیشتعیینشدهاش برای سرنگون کردن نظام و یا تجزیه کشور نرسیده؛ و بعد به اهداف نظامیاش که باز کردن تنگه هرمز بود، نرسیده است. ادعا کرده بود که قدرت دریایی و موشکی ایران را از بین میبرد، ولی باز دارد ضرباتی را هم در اسرائیل و هم در منطقه دریافت میکند.
پهپادهایی هم که ارسال میکند ساقط میشوند. امروز دومین هواپیمای اف-۳۵ (F-35) آنها ساقط شد. علاوه بر اینها ناو آبراهام لینکلن که آورده بود ضربه خورد و عقبنشینی کرد و حالا ظاهراً دوباره دارد برمیگردد. در مجموع همه اینها هیمنه و اعتبار ایالات متحده امریکا را زیر سوال برده و از بین رفته است. حالا آقای ترامپ برای اینکه خود را بازنده نشان ندهد، دائماً حرفهای متناقضی میزند. این حرفهای متناقض نه فقط توسط تحلیلگران، بلکه توسط بسیاری از سناتور ها و نمایندگان خودشان هم نقد میشود؛ او هیچ طرح و برنامه خاصی ندارد و تناقض در حرفهایش بسیار زیاد است و هر ساعت یک چیزی مطرح میکند. او الان نمیداند خودش را چگونه خلاص کند.
الان زمان دیپلماسی است
* در مورد حملات اخیر به زیرساختها و واکنشهای دیپلماتیک چه نکاتی وجود دارد؟
او تهدید کرده که زیر ساخت ها و از جمله برق ایران را میزند که همه اینها جنایت جنگی است. به مدرسه «شجره طیبه» و تعداد دیگری از مدارس، دانشگاهها، مراکز درمانی، امدادی، بناهای تاریخی و اماکن مسکونی حمله کردهاند. ایران مرتب دارد آمار میدهد که چه تعداد حمله شده است. اخیراً هم صراحتاً میگوید که به زیرساختها حمله میکند؛ به پل B1 کرج و به فولاد مبارکه اصفهان حمله کرده است. اینها در عرف جنگ نیست و نمیتواند ادعا کند اینها اهداف نظامی هستند؛ یعنی قدم به قدم به جنبههای جنایتهای جنگی خودش اضافه میکند.
در این وضعیت، عدهای هم در خارج و داخل به راه افتادهاند که الان وقت دیپلماسی است. از جمله اقداماتی که انجام شده، تماسهای وزیر خارجه مصر با وزیر خارجه پاکستان و تماسهای چهار جانبه با وزرای خارجه عربستان و ترکیه بوده است. نهایتاً وزیر خارجه پاکستان با وزیر خارجه ما و نخست وزیر پاکستان آقای شهباز شریف با رئیسجمهور ما صحبت کرده اند. بنابه اطلاعی که دارم بیانیه مشترک چین و پاکستان هم بهعنوان اقدامات دیپلماتیک شروع شده است. در داخل هم پیشنهادات مختلفی مطرح شده؛ از جمله پیشنهادی که آقای دکتر ظریف مطرح کردهاند یا بیانیهای که آقای دکتر روحانی دادند. دیگران هم در شبکههای مجازی دارند در این باره گفتوگو و بحث میکنند؛ هرچندکه تندروهایی که همیشه مخالفت و سنگاندازی میکردند، همین الان هم حملاتشان را ادامه میدهند.
باید از تجارب گذشته برای پایان جنگ استفاده کنیم
البته حرف بنده این نیست که آنچه آقای ظریف گفته وحی منزل است، بلکه اینک که ایران دستِ برتر را دارد می باید از فرصت ها بهترین بهره را ببرد و با اقبال نسبت به تلاشهای دیپلماتیک، هم از تخریب بیشتر توسط ترامپ متوهم و نتانیاهوی جنایتکار جلوگیری کند و هم امتیازات ضروری مثل تعهد عدم حمله و تعرض مجدد، پرداخت خسارت، رفع تحریم ها در دستور کار قرار گیرد تا ترتیبات جدیدی هم با توافق عمان برای عبور و مرور در آبراه هرمز برقرار شود و تأکیدم بر آن است که از تجارب گذشته برای پایان جنگ و یا پایان ماجرای لانه جاسوسی بهرهمند باشیم و اجازه ندهیم مخالفتهای بی مورد، فرصت سوزی کنند و منافع ملی و امنیت ملی را به خطر بیندازد.
ارسال نظر