دو بازیگر وارد صحنه شدند

کالبدشکافی اعتراضات زمستان 1404 | 24 سال تقلای جامعه برای اصلاح چگونه به منجی‌گرایی ختم شد؟ | وقتی آتش اعتراض‌های اجتماعی گُر گرفت

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۸۰۱۶
اقتصادنیوز: ویژه نامه نوروزی مجله تجارت فردا با بررسی همه تجمعات و راهپیمایی های اعتراضی 47 ساله اخیر تحلیلی متفاوت از چرایی وقوع حوادث 1404 ارائه داده است که در ادامه خلاصه ای از آن را می‌خوانید.
کالبدشکافی اعتراضات زمستان 1404 | 24 سال تقلای جامعه برای اصلاح چگونه به منجی‌گرایی ختم شد؟ | وقتی آتش اعتراض‌های اجتماعی گُر گرفت

به گزارش اقتصادنیوز، ویژه نامه نوروزی هفته نامه تجارت فردا در تحلیلی با راهنمایی محمد مهاجری روزنامه نگار و حسن محدثی جامعه شناس، به علل شکل گیری وقایع دی ماه 1404 پرداخته است. در این گزارش تقلیل اعتراضات اخیر به مسائل صرفاً معیشتی از سوی نهادهای رسمی، نادیده گرفتن بخش پنهان این کوه یخ است و برای درک ناخودآگاه جامعه و ریشه وقایع دی‌ماه، باید نگاهی به سیر تاریخی اعتراضات در دهه‌های گذشته انداخت.

کیاوش حافظی در بخشی از این گزارش نوشته است:​ در سال‌های ابتدایی انقلاب، جنس اعتراضات نه اقتصادی، بلکه مبارزه برای بقای ایده‌های سیاسی بود. نخستین جرقه این تقابل، در اسفند ۱۳۵۷ با اعتراض شش‌روزه زنان به زمزمه‌های الزام پوشش اسلامی زده شد؛ اعتراضی که با برخورد تندروها و عدم حمایت گروه‌های چپ شکست خورد.

در سال‌های اولیه انقلاب اتفاقاتی نظیر انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها در سال ۱۳۵۹ با هدف تصفیه اساتید و دانشجویان چپ و لیبرال، و عزل ابوالحسن بنی‌صدر در خرداد ۱۳۶۰ رخ داد که آن‌ها نیز ریشه در ایده‌ها داشتند.

اولین اعتراضات اقتصادی کشور که هرگز دیده نشدند

با پایان جنگ، جامعه از تقلا برای بقای صرف خارج شد، اما فشارهای اقتصادی، نخستین اعتراضات حاشیه‌نشینی را رقم زد. وقایع خرداد ۱۳۷۱ در کوی طلاب مشهد که در اعتراض به تخریب خانه‌های حاشیه‌نشینان آغاز شد و به تسخیر کلانتری‌ها و مسلح شدن مردم انجامید، و همچنین اعتراضات فروردین ۱۳۷۴ در اسلامشهر به دلیل کمبود آب، قطعی برق و افزایش ناگهانی کرایه حمل‌ونقل، چهره‌ای کاملاً معیشتی داشتند که تا مدت‌ها در روایت‌ها نادیده گرفته شدند.

بغض خفه در گلوی دوم خرداد

تا آنکه گفتمانی موسوم به اصلاح‌طلبی از جریان چپ جمهوری اسلامی شکل گرفت. با وجود آنکه آنها در دهه 60 با راستی‌ها یک جریان سیاسی را تشکیل می‌دادند، چپ‌های جمهوری اسلامی با فضای روشنفکری راحت‌تر می‌توانستند پیوند برقرار کنند.

اما عالی‌ترین امکاناتی که می‌توانست پروژه اصلاح را معیوب کند در اختیار جناح راست قرار داشت. در زمان خاتمی تجمیعی از نیروها در اردوگاه مقابل شکل گرفت که هم از نیروهای حاضر در صحنه و خیابان تشکیل می‌شد و هم متفکران متهم به تئوریسین خشونت و بنیادگرایی.

چهره‌ای به نام محمدتقی مصباح‌یزدی پدیدار شد. برخی نیروهای سنتی که از جنگ برگشته بودند گروه‌هایی مثل انصار حزب‌الله را تشکیل دادند؛ جریانات معترضی که کنشگری خود را در قالب تجمعات خیابانی بروز می‌دادند.

شورای نگهبان نیز که تنها مفسر رسمی قانون اساسی است، در سال ۷۰ دامنه اختیاراتش را وسیع‌تر کرده بود. بر اساس قانون اساسی، تفسیر این قانون بر عهده شورای نگهبان است؛ از جمله اصل ۹۹ قانون اساسی که مربوط به اختیارات خود این شوراست. این شورا اعلام کرد: «نظارت مذکور در اصل ۹۹ قانون اساسی استصوابی است و شامل تمام مراحل اجرایی انتخابات از جمله تایید و ردصلاحیت کاندیداها می‌شود.»

روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد در سال 1384 مولود ادبیات چپ‌گرایانه جناح‌راستی‌ها و دست بالا پیدا کردن امثال مصباح‌یزدی بود.

احساس شکست و سرخوردگی در 1388؛ از نتیجه انتخابات تا اعتراض در خیابان

مدتی که از روی کار آمدن دولت پرحاشیه و جنجالی او گذشت، دولت اصلاحات تبدیل به یک نوستالژی شد. اصلاح‌طلبان که زبان جامعه را بهتر می‌فهمیدند مترصد آن شدند تا اولین دولت تک‌دوره‌ای تاریخ را رقم بزنند و احمدی‌نژاد را که از حاشیه به سیاست وارد شده بود دوباره به حاشیه بفرستند. میرحسین موسوی که خود نیز نوستالژی اداره کشور در زمان جنگ بود با چهره‌ای جدید وارد میدان شد. میل به مشارکت سیاسی بالا گرفت، اما اعلام پیروزی احمدی‌نژاد در آن انتخابات برای طرفداران او باورپذیر نبود. آنهایی که شنیده بودند صندوق رای را به رقیب باخته‌اند در اعتراض به نتیجه انتخابات به خیابان آمدند. حضور چندین‌میلیونی معترضان به نتیجه انتخابات جنبش سبز را تا چند ماه به یک بازیگر تبدیل کرده بود. اما در 88 نیز یک‌بار دیگر به جامعه احساس ناکامی القا شد.

سرخوردگی جمعی 1388 تا زمان 1392 ادامه پیدا کرد؛ به‌ویژه آنکه سرخوردگی جمعی با تحریم و فشارهای سخت اقتصادی و همچنین افشای فساد همراه شده بود. اصلاح‌طلبان یک‌بار دیگر به امید تغییر به میدان رفتند و از جامعه همراهی خواستند. حاصل آن انتخابات 1392 و روی کار آمدن دولت حسن روحانی با شعار تنش‌زدایی و مذاکره با جهان بود. در همین دوران توافق هسته‌ای امضا شد. یک‌بار دیگر امیدی شکل گرفت تا تغییر در فضای جامعه به حاکمیت تحمیل شود. این‌بار فتح سنگر به یک الگوی عمل سیاسی تبدیل شده بود. آنها می‌خواستند مجلس را هم از آن خود کنند. با وجود نظارت استصوابی و ردصلاحیت گسترده نامزدها اصلاح‌طلبان در کنار میانه‌روها مجلسی همسو با دولت را شکل دادند.

در سال 13۹۴ علاوه بر تلاش برای بر سر کار آوردن مجلس معتدل، جامعه با هدایت اصلاح‌طلبان در انتخابات خبرگان رهبری نیز شرکت کرد و برای اولین‌بار آن را به انتخاباتی رقابتی تبدیل کرد. افرادی که در این انتخابات شرکت کرده بودند، حاضر شده بودند به روحانیونی مثل موحدی‌کرمانی و دری‌نجف‌آبادی رای دهند تا مثلث جیم، متشکل از (احمد جنتی، محمد یزدی و محمدتقی مصباح‌یزدی)، راهی خبرگان نشوند. در سال 1396 هم برجام برگ برنده دولت وقت بود و حسن روحانی را در ریاست‌جمهوری ابقا کرد. اما این موارد آخرین همراهی جامعه با شیوه اصلاح‌طلبانه بود.

اعتراضاتی با ظاهر معیشتی و عبور از اصلاح‌طلبی

چند ماه پس از آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری روحانی خیابان‌های ایران شاهد اعتراضات شد که بار دیگر معیشت و اقتصاد را شعار برجسته خود کرد.

در شرایطی که گروه‌های اجتماعی متحمل فشارهای اقتصادی بودند، اخبار گوناگون درباره برخی مسئولان یا وابستگانشان، نوعی احساس بی‌عدالتی را به جامعه منعکس کرد. دو سال بعد اعتراضات به گرانی یک‌شبه قیمت بنزین در آبان 13۹۸ نیز همانند سال 13۹۶ ظاهری اقتصادی داشت، اما نمی‌توان آنها را صرفاً به اقتصاد تقلیل داد.در کنار این اعتراضات، اتفاقات دیگری رخ دادند که باور به بی‌صداقتی مسئولان را در ذهنیت جمعی ایجاد کرد. شکل‌گیری این باور که حاکمان راست نمی‌گویند.

آمارهای جان‌باختگان حوادث آبان ۹۸ مصداقی از این موضوع بود که هرچند در داخل آمارهایی حدود ۳۰۰ کشته اعلام می‌شد، روایت ۱۵۰۰ جان‌باخته که از رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی اعلام می‌شد، در بطن جامعه خریدار بیشتری داشت.

با مرگ مهسا امینی در دولت ابراهیم رئیسی، اولین اعتراضات پس از شیوع کرونا در ایران شکل گرفت. مهسا امینی در زمان مرگ ۲۱ساله بود و همین موضوع نوعی همبستگی بین گروه‌های هم‌سن‌وسال با او را شکل داد؛ به‌طوری‌که شاید با مسامحه بتوان گفت هسته اصلی اعتراضات ۱۴۰۱ را هم‌نسلان مهسا امینی تشکیل می‌دادند. از این‌رو برخی تحلیلگران معتقد به گسست نسلی بین حکومت، تاریخ انقلاب و معترضان بوده‌اند.

دو بازیگر وارد صحنه شدند

محمد مهاجری معتقد است که در دی‌ماه ۱۴۰۴، این مطالبات سیاسی بودند که بروز اقتصادی پیدا کردند. این روزنامه‌نگار که اعتراضات ۱۴۰۴ را اپیزود دوم از صحنه اعتراضات ۱۴۰۱ می‌داند، معتقد است که تفاوت اعتراضات اخیر با وقایع سه سال قبل، در اضافه شدن دو بازیگر دیگر به صحنه است؛ دونالد ترامپ و رضا پهلوی توانسته‌اند خود را در شمایل یک منجی به جامعه ایران معرفی کنند.

 این در حالی است که در هیچ‌یک از اعتراضات قبلی در تاریخ جمهوری اسلامی، پای یک منجی به میان باز نشده بود. این تمایز، یگانه علت مرور اعتراضات گذشته در تاریخ جمهوری اسلامی بود. پیشتر از نقش احساسات جمعی مثل احساس بی‌عدالتی جمعی سخن گفته شد، اما نکته‌ای که نمی‌توان آن را نادیده گرفت، القای احساس ناتوانی به جامعه برای تغییر بوده است.

جامعه ایران از سال 13۷۶ تا سال ۱۴۰۰ به مدت ۲۴ سال بارها برای رساندن صدای خود به حکومت، از روش‌های مسالمت‌آمیز مثل رای دادن یا ندادن استفاده کرده است.

حسن محدثی، جامعه‌شناس، در رساله دکترای خود به موضوع منجی‌گرایی در تاریخ و فرهنگ ایران پرداخته و نظریه جنبش‌های هزاره‌ای را مطرح کرده است. به اعتقاد او، هرگاه فاجعه‌ای اتفاق بیفتد و به بحران تبدیل شود، جست‌وجوی راه نجات به یک امر عمومی تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، همگان که در وضعیت استیصال به‌سر می‌برند، خواهان نجات هستند. در جنبش‌های هزاره‌ای، نگاه‌ها به سوی یک نیروی مافوق طبیعی یا منجی‌ بود که به خداوند منتسب است؛ مانند مسیح که مردم را نجات دهند، آنها را از وضعیت درماندگی خارج کنند و مشکلاتشان را برطرف کنند.

مشروح کامل این گزارش را می‌توانید در ویژه نامه نوروزی هفته نامه تجارت فردا بخوانید. 

 

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O