مهمانپرست: حمله نظامی به ایران، منافع ترکیه، روسیه، چین و اعراب را به خطر میاندازد | ایران، سوریه نیست که یک روزه سقوط کند
به گزارش اقتصادنیوز، ناوهای آمریکایی همچنان در منطقه حضور دارند، آمریکا هم تهدید می کند هم از مذاکره حرف می زند، ایران هم هشدار می دهد هم مسیر دیپلماسی را پیشنهاد می کند، رایزنی های میانجی گران هم همچنان ادامه دارد.
اقتصادنیوز: فریدون مجلسی تحلیلگر سیاست خارجی می گوید: بر این باورم که احتمال دارد آمریکا پس از چند ضربه هشداردهنده مکث کند تا واکنش ایران را در این موقعیت، بسنجد. این ضربههای هشداردهنده به نوبه خود بسیار خطرناک است.
در همین رابطه رامین مهمانپرست دیپلمات پیشین ایران به اقتصادنیوز درباره تلاش های دیپلماتیک کشورهای منطقه برای جلوگیری از وقوع جنگی تمام عیار در خاورمیانه می گوید: «احساس کشورهای منطقه این است که ایران، سوریه نیست که مانند دوره بشار اسد یک روزه ساقط شود. اگر قرار باشد اقدامی علیه منافع کشور ما صورت گیرد، درست است که ضرر می کنیم اما وقتی آنها عملیات می کنند پاسخ نیروهای ایرانی هم مخرب است.»
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز را با رامین مهمانپرست می خوانید.
*****
*آقای مهمانپرست! ناوها و تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه مستقر شده اند و احتمالات درباره جنگ دیگر جدی تر شده است، با این وجود رئیس جمهور آمریکا هم تهدید به حمله می کند هم از مذاکره حرف می زند، مقامات ایرانی هم ضمن هشدار نسبت به هرگونه حمله احتمالی طی روزهای اخیر از باز شدن مسیر مذاکره حرف زده اند، تحلیل شما از این فضا چیست؟
برای درک این فضا، ابتدا باید به روشهایی که آمریکای دوره ترامپ دنبال کرده است، نگریست. از یک طرف با شعار خاتمه دادن به جنگها، برقراری صلح و در حالی که خود را شایسته جایزه صلح نوبل میدانست، روی کار آمد و همان موقع مدعی بود در فاصله کوتاهی، درگیریهای روسیه و اوکراین و غزه را خاتمه میدهد.
پس سیاستهای اعلامی ترامپ بر این پایه بود که آمریکاییها نباید هزینههای بیهوده بپردازند و نباید وارد جنگ شوند. چنانکه در رابطه با اروپا و ناتو نیز معتقد بود هزینههای تامین امنیت اروپا نباید از جیب آمریکا پرداخت شود و اعضا باید سهم عضویت خود را در ناتو به ۵ درصد تولید ناخالص داخلی برسانند.
شگرد آمریکایی ها برای امتیازگیری
بنابراین، ظاهر ادعای ترامپ بر عدم شروع جنگ جدید استوار است، اما استفاده از نیروهای نظامی و تهدید در نقاط مختلف، شاید شگرد آمریکایی ها برای ایجاد ترس جهت نیل به امتیازگیری است؛ مشابه آنچه در قبال ونزوئلا و یا موضوع گرینلند انجام دادند.
در رابطه با کشور ما قضیه فرق می کند چون در منطقه ما یک بازیگر تروریست به نام اسرائیل وجود دارد که به دنبال گسترش سرزمین و چند تکه کردن کشورهای بزرگ اسلامی منطقه است. بنابراین، در این وضعیت سیاست خارجی آمریکا به شدت تحت تأثیر اهداف اسرائیل قرار دارد.
در این وضعیت، باید دید درگیری در منطقه، منافع کدام کشورها را تأمین می کند و برای کدامیک هزینهساز است. با چنین تحلیلی، کشورهایی نظیر عربستان، امارات، قطر، عمان و حتی ترکیه به دلیل برنامهریزیهای بلندمدت توسعه اقتصادی خود از درگیری منطقه ای آسیب خواهند دید.
کشوری مثل ترکیه نیز با وقوع این جنگ مخالف است چون احساس میکند اگر ایران ضربه اساسی دریافت کند، مقصد بعدی اهداف شوم اسرائیل خواهد بود.
شرط آمریکا برای ورود به درگیری در منطقه
آمریکا هم به شرطی حاضر به ورود به درگیری است که احساس کند کمترین ضرر و زیان را از این جنگ خواهد دید؛ زیرا آنها بر روی انرژی منطقه و قراردادهای بزرگ با کشورهای عربی نظیر عربستان، امارات و قطر حساب کردهاند و نمیخواهند وارد یک درگیری فرسایشی و پرهزینه شوند که با سیاستهای ترامپ مغایر است. بنابراین اگر این درگیری طولانی شود به نفع آمریکا نیست.
اروپا نیز به دلیل بحرانهای انرژی، مواد غذایی و امنیتی پس از جنگ اوکراین، با تشدید بحران در این منطقه مخالف است. بنابراین، آمریکاییها تنها در صورتی وارد جنگ علیه ما میشوند که احساس کنند میتوانند ضربهای اساسی وارد کنند و نیروهای غیر از نیروی آمریکایی یعنی نیروهای داخل کشور هزینههای تلفات بدهند و شرایط برای یک شورش بزرگ فراهم باشد تا بدون هزینه زیاد، کار خود را در ایران انجام دهند.
آنها پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل متوجه شدند عملیات علیه ایران می تواند خسارات سنگینی برای خودشان و به ویژه اسرائیل به همراه داشته باشد. به همین دلیل، شیوه خود را به افزایش فشار اقتصادی، افزایش نارضایتی داخلی و تحریک مردم در داخل کشور تغییر دادند.
گزارش هایی که ابتدای اعتراضات داده بودند بر این اساس بود که اکثریت مردم ناراضی هستند و اگر آمریکایی ها می خواهند اقدامی کنند جریان بزرگی از داخل کشور با آنها همراهی می کند. اما عکس آن را دیدند. ممکن است ترامپ به گونهای رفتار کند که همه فکر کنند گویی فاقد استراتژی است، مذبذب است، احساسی، بدون فکر و هیجانی عمل می کند اما سیستم مدیریت آمریکا شامل حداقل ۱۶ سرویس اطلاعاتی است که گزارشهای دقیقی از وضعیت داخل ایران تهیه میکنند.
آنها گزارش میدهند آیا نظام دچار ضعف شده یا خیر. اپوزیسیون مدعی چقدر محبوبیت است یا از چه میزان تنفر در داخل کشور برخوردار است. این گزارشها به اطلاع ترامپ و تیمش میرسد. از این رو، حاضر نیستند بدون فکر وارد بازی اپوزیسیون شوند.
اگر آمریکا عاقل باشد به دنبال توافقی آبرومندانه می رود
پس آنها می خواهند از این شرایط استفاده کنند که راه آن، راهاندازی جنگ روانی، ایجاد استرس در مردم و فلج کردن اقتصاد از طریق آرایش نظامی در منطقه است و با ایجاد فشار بر قیمت ارز و طلا، معاملات را متوقف کنند. این خود بخش مهمی از جنگ است که مدتهاست علیه ما آغاز کردهاند. از سوی دیگر، اگر عاقل باشند و به دنبال منافع خود و ثبات و صلح در منطقه باشند، به دنبال توافقی آبرومندانه خواهند بود.
ما کشوری جنگجو نیستیم و طالب ثبات و آرامش مردم خود هستیم تا از نظر اقتصادی، معیشت مردم بهتر شود. بنابراین راه برای یک توافق وجود دارد اگر آنها شرایط درست را بپذیرند. اگر ادعای آنها نگرانی از دسترسی ایران به سلاح هستهای است، این میتواند نقطه توافق برای شروع مذاکرات باشد؛ چرا که ما هم اعتقاد داریم نمی خواهیم سلاح هسته ای داشته باشیم و طبق فتوای مقام معظم رهبری که بالاتر از هر قانونی است، ما به دنبال سلاح هستهای نیستیم.
بنابراین، اگر ادعای شان این باشد، میتوان بر سر عاری بودن منطقه از سلاح هستهای توافق کرد که همیشه شعار ما بوده است. همچنین به جای همکاری های هسته ای، فرمول های فنی پیدا کنیم که حتی اگر نگرانی ظاهری است و ادعایش را مطرح می کنند، این نگرانی ها برطرف شود. همچنین به جای درگیری در منطقه می توان همکاریهای بلندمدت با کشورهای منطقه همچون عربستان، ترکیه و مصر داشت تا امنیت و توسعه منطقه تضمین شود.
آوردن نیروی نظامی به منطقه بخشی از جنگ است
*پس شما معتقدید آمریکا به دنبال جنگ نیست و هزینههای سنگین گسیل ناوها به منطقه، تجهیز پایگاه های آمریکا در منطقه، استقرار نیروهای زمینی در عراق و در کل آرایش نظامی گرفتن در منطقه صرفا جنگ روانی است؟
ایجاد شرایط جنگی در منطقه، سعی در ترساندن کشورها از یک درگیری و اطلاع از اینکه ایران هم پاسخ حمله را می دهد، زمینهای برای فروش بیشتر سلاح به کشورهای منطقه و کسب درآمد در منطقه فراهم میکند.
همچنین، اگر آمریکایی ها با همین آرایش نظامی هم به توافقی برسند، باز ادعا خواهند کرد این ما بودیم صلح و امنیت را برقرار و توافقی ایجاد کردیم. اینکه می گویم اگر می خواهند مذاکراتی انجام دهند، آن را به شکل آبرومندانه انجام می دهند به این دلیل است چون دوست ندارند بگویند به نتیجه ای نرسیده اند، بلکه می خواهند به شکل آبرومندانه بگویند ما موفق بودیم.
آمریکاییها همانطور که در موضوع اوکراین، گرینلند، پاناما و کانادا دیدیم، دوست ندارند شکست خود را بپذیرند و به دنبال دستاوردی آبرومندانه هستند. آوردن نیروی نظامی به منطقه، خود بخشی از جنگ است؛ یعنی جنگ روانی و تحت فشار قرار دادن اقتصاد ایران بدون پرداخت هزینه عملیات نظامی فیزیکی تا شاید از داخل اتفاقی رخ دهد تا به اهداف شان برسند.
هزینه عملیات نظامی انجام دادن برای آمریکا خیلی بیشتر از این است که نیروهای نظامی خود را بیاورد اما عملیات نکند. پس بخشی از این جنگ، فیزیکی است و اجزای دیگر این جنگ، روانی، فروش سلاح به دیگر کشورها، ایجاد مانور و نشان دادن قدرتش به دنیا مبنی بر این است که ما هر جا بخواهیم می توانیم نیروی نظامی ببریم.
آمریکای دوره ترامپ، آمریکایی قلدری است که به هیچ قانون بینالمللی و تعهد اخلاقی پایبند نیست. برای مثال، باوجود قواعد سازمان تجارت جهانی (WTO) او به راحتی تعرفههای گمرکی را افزایش میدهد. هم اکنون نیز در دوره ای هستیم که همزمانی حضور فردی چون ترامپ با جنایتکاری مثل نتانیاهو که به دنبال تجزیه کشورهای اسلامی است، وضعیت دنیا را بدتر کرده است.
راه مقابله با این وضعیت، استقامت مردم، حفظ وحدت و ایستادگی بر تمامیت ارضی است تا اجازه زورگویی به آمریکا داده نشود.
مذاکره با آمریکا زمانی موفق است که چارچوبی مورد توافق ایجاد شود
*تلاش ها و رایزنی های دیپلماتیک طی روزهای اخیر شدت گرفته است، از سفر عراقچی به ترکیه، تماس کشورهای منطقه از جمله اردوغان با پزشکیان، سفر لاریجانی به روسیه، سفر نخست وزیر قطر به ایران و ....این اقدامات چقدر در کم کردن تنش ها اثرگذار است؟ خبری هم درباره پیشنهاد مذاکره تلفنی پزشکیان ترامپ اردوغان منتشر شد، چنین امری ممکن است؟
اصل گفتگو که هدف نیست یا گفتگو به خاطر گفتگو؛ بلکه محتوا و نتایج آن اهمیت دارد. اگر ترکیه که برای مدیریت این بحران وساطت می کند، بتواند از پیام های مقامات ترکیه به آمریکایی ها و اظهارات مقامات ما، چارچوب مورد توافقی برای مذاکره ایجاد کند، بحث های بعد را هم می توان دنبال کرد.
مهم این است که طرف آمریکایی چارچوب های اولیه را بپذیرد. اما اگر بگوید ما مذاکره می کنیم که در نهایت شرط های ما پذیرفته شود، برای چه مذاکره کنیم؟ اصلا اگر قرار باشد نتایج، قبل از شروع مذاکره معلوم باشد، دلیلی برای مذاکره وجود ندارد.
شرایط و چارچوب مذاکره باید محترمانه، منطقی و عادلانه باشد. در چنین شرایطی، مذاکره از یک نقطه کوچکی شروع می شود و هرچقدر موقفق تر باشد می توان سطح آن را افزایش داد و محتوای مهمتری در دستور کار گذاشت.
نزدیک تر شدن دیدگاه های 2 کشور، مرحله ای صورت می گیرد. اقدامات طولانیمدت آمریکا علیه مردم ما بیاعتمادی عمیقی ایجاد کرده که رفع آن زمانبر است. هنوز ابهام وجود دارد که آیا آنها واقعاً اهل مذاکره هستند یا صرفاً میخواهند نظرات خود را ابلاغ کنند.
ثبات منافع چین و روسیه در عدم وقوع جنگ است
در روابط بینالملل، اصلی وجود دارد که بر اساس آن، هر کشوری به دنبال منافع ملی خویش است. در دوران جنگ سرد، کشورها به بلوک شرق و غرب تقسیم شده بودند و هر بلوک از کشور همان بلوک دفاع می کرد. ممکن بود کشوری فکر کند این دفاع، به ضرر منافع ملی اش باشد اما از کشور همان بلوک دفاع می کرد. الان بلوکبندیهای شرق و غرب به پایان رسیده و اکنون کشورها بر اساس منافع خود عمل میکنند.
تلاش روسیه، چین، ترکیه و کشورهای عربی برای جلوگیری از درگیری به این دلیل است که میدانند جنگ بزرگ منطقهای منافع آنها را به خطر میاندازد. مطمئن باشید اگر این کشورها اطمینان داشتند که تهاجم آمریکا و اسرائیل بدون پاسخ از سوی ایران خواهد بود و ایران می تواند کشور ضعیفی باشد که مقابل عملیات آنها سکوت کند، شاید بسیاری از آنها میانجیگری نمیکردند. حتی شاید بی تفاوت می ماندند و خوشحال هم می شدند.
علت اصلی تلاش آنها این است که ایران را کشوری قدرتمند میدانند که در حد خود، با تمام وجود از خاک خود دفاع کرده و پاسخی مخرب خواهد داد که کل منطقه را به هم میریزد و منافع همه کشورها تحت الشعاع قرار دهد.
ایران، سوریه نیست که یک روزه سقوط کند
بنابراین احساس شان این است که ایران، سوریه نیست که مانند بشار اشد یک روزه ساقط شود. اگر قرار باشد اقدامی علیه منافع کشور ما صورت گیرد، درست است که ضرر می کنیم اما وقتی آنها عملیات می کنند پاسخ نیروهای ایرانی هم مخرب است.
حتی چین با این که فاصله زیادی دارد اما منافعش در ثبات منطقه است چون برای توسعه اقتصادی به منطقه نیاز دارد. روسیه نیز میداند موفقیت جاهطلبیهای آمریکا در ایران، تهدیدی برای امنیت خودش خواهد بود. پس همه می دانند آمریکا با قلدری کارهایی انجام می دهد که خلاف قواعد بین المللی است.
به همین دلیل روسیه و چین در شورای امنیت مقابل مکانیسم ماشه و تحریمهای آمریکا و اروپا ایستادند؛ چون آنها دنیای تکقطبی به رهبری آمریکا را نمیپذیرند و در برابر زیادهخواهیهای غربی ها و آمریکایی ها در منطقه نیز میایستند.
هر کشوری به ایران تجاوز کند باید متنظر حمله به پایگاه هایش باشد
*برخی تحلیل ها جنگ جدید را شدیدتر و کوبنده تر از سوی هر دو طرف می دانند، تحلیل شما چیست؟
همانطور که مقام معظم رهبری نیز اشاره فرمودند، این جنگ برای ما یک جنگ موجودیتی و هویتی است. وقتی آنها به خود جسارت میدهند که حتی از هدف قرار دادن رهبری سخن بگویند و پای شان را از حد خودشان درازتر کنند، مقامات ما نیز اعلام کردهاند که هر نوع تعرضی به معنای یک جنگ تمامعیار خواهد بود.
در این صورت، هر کسی که همکاری یا سکوت کرده و یا امکاناتی در اختیار دشمن قرار داده باشد، هدف جنگی محسوب میشود. با تروریست اعلام کردن سپاه، کشور ما نیز این حق را دارد که ارتشهای متقابل را تروریستی اعلام کند.
در نتیجه، تمام منافع آمریکا در منطقه و در رأس آنها اسرائیل، مورد حمله قرار خواهد گرفت. هر کسی به ایران تعرض کند، باید منتظر پاسخ در حد توان نسبت به تمامی پایگاهها و منافعش باشد و این درگیری قطعاً گسترش خواهد یافت که به نفع هیچ کشوری در منطقه نخواهد بود.
ارسال نظر