تنگه هرمز چگونه جهان را به آستانه شوک نفتی تازه رساند؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، در هفتههای اخیر افزایش شتابان قیمت نفت، اختلال در مسیرهای حملونقل انرژی و نگرانی از پایان ذخایر راهبردی برخی کشورها، بار دیگر نگاهها را متوجه یکی از حساسترین گذرگاههای جهان کرده است؛ تنگه هرمز، مسیری باریک اما تعیینکننده که امنیت انرژی جهان به آن وابسته است.
تنگه هرمز تنها یک مسیر دریایی نیست؛ این گذرگاه عملاً شریان اصلی انتقال انرژی جهان محسوب میشود. بخش قابل توجهی از نفت صادراتی کشورهای حوزه خلیج فارس، شامل عربستان سعودی، امارات، کویت، عراق و قطر، روزانه از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال در آن، بلافاصله بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
برآوردهای بینالمللی نشان میدهد حدود یکپنجم نفت مصرفی جهان از این تنگه عبور میکند. به همین دلیل، حتی تهدید به بستهشدن آن نیز کافی است تا قیمت نفت با جهش ناگهانی مواجه شود. اکنون شرایط از مرحله تهدید عبور کرده و تحلیلگران معتقدند تنگه هرمز عملاً وارد وضعیت محدودیت عملیاتی شده است؛ موضوعی که باعث افزایش هزینه بیمه نفتکشها، تغییر مسیر کشتیها و کاهش عرضه واقعی انرژی در بازار جهانی شده است.
هشدار اقتصاددانان؛ بحران فراتر از انرژی است
«محمد العریان» اقتصاددان آمریکایی معتقد است جهان در حال ورود به بحرانی عمیقتر از پیشبینیهای اولیه است. به گفته او، نگرانی در آسیا دیگر صرفاً افزایش قیمت انرژی نیست، بلکه کمبود واقعی منابع در حال شکلگیری است؛ وضعیتی که میتواند اقتصاد جهانی را به نقطه واژگونی تازهای برساند.
به باور وی، سناریوی نفت ۲۰۰ دلاری که تا پیش از این دور از ذهن تلقی میشد، اکنون به تدریج وارد محدوده احتمالات واقعی شده است. نشانههای این وضعیت نیز تنها در بازار نفت دیده نمیشود؛ بلکه اختلال در زنجیره کالاهایی همچون کود شیمیایی، آلومینیوم و حتی هلیوم نشان میدهد بحران انرژی در حال تبدیلشدن به یک شوک گسترده کالایی است. العریان هشدار میدهد خطر اصلی زمانی آغاز میشود که افزایش قیمت انرژی به کمبود واقعی کالاها تبدیل شود؛ اتفاقی که از طریق افزایش هزینه واردات، اقتصادهای بزرگ از جمله آمریکا را نیز درگیر خواهد کرد.
همزمان، بانک آمریکایی «جیپی مورگان» پیشبینی کرده آزادسازی ذخایر راهبردی انرژی تنها تا حدود ۲۰ آوریل میتواند به کنترل بازار کمک کند. پس از آن، در صورت تداوم محدودیتهای تنگه هرمز، ابزارهای فوری دولتها برای مهار قیمتها بهشدت محدود خواهد شد.
کشورهای صنعتی در سالهای اخیر بارها برای مهار قیمت نفت به ذخایر استراتژیک خود متوسل شدهاند، اما کارشناسان معتقدند سطح بدهی بالا و کسری بودجه سنگین دولتها، امکان مداخله گسترده مشابه گذشته را کاهش داده است. به بیان سادهتر، جهان اینبار با بحرانی مواجه است که ابزارهای سنتی مقابله با آن کارایی کمتری دارند.
بازگشت سایه نفت گران بر اقتصادهای توسعهیافته
افزایش قیمت نفت تنها به معنای گرانتر شدن سوخت نیست. نفت گران، مستقیماً هزینه حملونقل، تولید صنعتی، کشاورزی و زنجیره تأمین جهانی را افزایش میدهد. تحلیلگران هشدار میدهند اگر قیمت نفت در محدودههای بالای ۱۳۰ دلار تثبیت شود، اقتصادهای مدعی توسعه با موج تازهای از تورم، کاهش رشد اقتصادی و رکود صنعتی مواجه خواهند شد؛ وضعیتی که یادآور بحران انرژی دهه ۱۹۷۰ است.
ریچارد دی. ولف، اقتصاددان آمریکایی، معتقد است ساختار اقتصادی جهان نیز در حال تغییر است. به گفته او، دههها فروش نفت به دلار، پایهای برای قدرت مالی آمریکا ایجاد کرده بود؛ زیرا کشورها برای خرید انرژی ناچار به نگهداری دلار بودند و این ارز دوباره به اقتصاد آمریکا بازمیگشت. اما از نگاه ولف، این چرخه اکنون در حال فروپاشی است و نظام پیشین انرژی ـ مالی جهان ممکن است دیگر به شکل گذشته بازنگردد.
نفت ۱۳۳ دلاری؛ پیشبینی محتاطانه بازار
در همین راستا، رایان سوییت از مؤسسه آکسفورد اکونومیکس پیشبینی کرده میانگین قیمت نفت برنت در سهماهه آینده به حدود ۱۱۳ دلار برسد و حتی در صورت توقف سریع درگیریهای نظامی نیز کاهش محسوسی در کوتاهمدت رخ نخواهد داد.
او تأکید میکند زمانبندی اقتصادی با زمانبندی نظامی متفاوت است؛ حتی اگر جنگ پایان یابد، بازگشت اعتماد به مسیرهای انرژی ماهها طول خواهد کشید. تجربه تنگه بابالمندب نیز نشان میدهد مسیرهای دریایی انرژی معمولاً دیرتر از پایان بحرانهای سیاسی به وضعیت عادی بازمیگردند.
چرا بستهشدن هرمز اینقدر تعیینکننده است؟
بازار انرژی جهانی بر پایه عرضه پایدار شکل گرفته است. پالایشگاهها، صنایع و شبکههای حملونقل بر این فرض کار میکنند که نفت همیشه در دسترس خواهد بود. بستهشدن یا محدود شدن تنگه هرمز این فرض بنیادی را زیر سؤال میبرد. در چنین شرایطی شرکتها ذخیرهسازی انرژی را افزایش میدهند، کشورها رقابت برای خرید نفت را تشدید میکنند، قیمتها بیش از میزان واقعی کمبود افزایش مییابد. به همین دلیل، حتی کاهش محدود عرضه میتواند جهش قیمتی بزرگی ایجاد کند؛ پدیدهای که اقتصاددانان آن را «شوک انتظاری انرژی» مینامند.
پیامدهای جهانی؛ از کارخانه تا سفره مردم
افزایش قیمت انرژی به سرعت به سایر بازارها منتقل میشود. کود شیمیایی گران میشود، هزینه تولید مواد غذایی افزایش مییابد، حملونقل دریایی گرانتر میشود و در نهایت تورم جهانی شدت میگیرد. کشورهای آسیایی که وابستگی بیشتری به واردات انرژی دارند، نخستین قربانیان این وضعیت خواهند بود. اما اقتصادهای اروپایی و آمریکایی نیز از این روند مصون نخواهند ماند. برخی کارشناسان معتقدند ادامه این روند میتواند اقتصاد جهانی را وارد دورهای از رشد پایین همراه با تورم بالا کند؛ وضعیتی که از آن با عنوان «رکود تورمی جهانی» یاد میشود.
اقتصاد ایران؛ میان فرصت و ریسک
همچنین نباید از ایران در این باره غافل شد. تحولات تنگه هرمز همزمان حامل فرصت و تهدید برای ایران بشمار می اید. از یک سو، افزایش قیمت جهانی نفت میتواند درآمدهای ارزی بالقوه کشور را افزایش دهد و فشار بودجهای دولت را کاهش دهد. در شرایطی که اقتصاد ایران سالها تحت فشار تحریم قرار داشته، نفت گران میتواند به تقویت منابع مالی دولت کمک کند. اما از سوی دیگر، فضای جنگی و افزایش ریسک ژئوپلیتیک میتواند هزینه تجارت، بیمه حملونقل و مبادلات مالی را افزایش دهد.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که نااطمینانی منطقهای معمولاً باعث نوسان بازار ارز، افزایش انتظارات تورمی و احتیاط بیشتر فعالان اقتصادی میشود. به بیان دیگر، نفت گران لزوماً به معنای رونق اقتصادی نیست؛ بلکه مدیریت شرایط سیاسی و اقتصادی تعیین میکند این وضعیت به فرصت تبدیل شود یا فشار جدیدی بر معیشت مردم وارد کند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند بحران کنونی ممکن است آغازگر تغییرات بلندمدت در بازار انرژی باشد. کشورهای مصرفکننده احتمالاً سرعت سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، ذخیرهسازی استراتژیک و مسیرهای جایگزین انتقال انرژی را افزایش خواهند داد. با این حال، واقعیت آن است که جهان هنوز وابستگی عمیقی به نفت و گاز دارد و جایگزینی کامل آنها در کوتاهمدت امکانپذیر نیست. به همین دلیل، امنیت گذرگاههایی مانند تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده ثبات اقتصاد جهانی باقی خواهد ماند.
این نکته نیز حائز اهمیت است که بحران کنونی صرفاً یک تنش منطقهای نیست، بلکه به مسئلهای جهانی تبدیل شده است. تنگه هرمز امروز نه فقط یک مسیر دریایی، بلکه شاخصی برای سنجش ثبات اقتصاد جهان به شمار میرود. اگر محدودیتهای این گذرگاه ادامه یابد و ذخایر راهبردی انرژی کشورها نیز کاهش پیدا کند، اقتصاد جهانی ممکن است با شوکی مواجه شود که پیامدهای آن از بازار نفت فراتر رفته و ساختار مالی و تجاری جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
ارسال نظر