در سر «نسل زد» دقیقاً چه می‌گذرد؟

داستان قدرت گرفتن نسل Z | معیدفر: «نسل زد» می‌تواند نظام‌های مقتدر جهان را به چالش بکشد | این نسل پیشگام نمی‌خواهد

سرویس: اجتماعی کدخبر: ۷۷۶۴۲۰
اقتصادنیوز: در روایت معیدفر، در مورد نسل زد جای خیلی چیزها تغییر پیدا کرده که یکی از آن‌ها نوع نگاه به خانواده است. اگر در گذشته نظامی پدرسالارانه حاکم بود خانواده‌ها رفته‌رفته به سمت فرزندسالاری حرکت کردند. دیگر آنکه امکان دسترسی کودکان و نوجوانان به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به آن‌ها توانایی و قدرتی داده که مرجع حل مسئله در خانواده‌ها شوند.
داستان قدرت گرفتن نسل Z | معیدفر: «نسل زد» می‌تواند نظام‌های مقتدر جهان را به چالش بکشد | این نسل پیشگام نمی‌خواهد

به گزارش اقتصادنیوز، از آغاز وقایع سال ۱۴۰۱، «نسل Z» توجه رسانه‌ها، و کنشگران را به خود جلب کرده است و هنوز که هنوز است این نسل برای افراد بسیاری جای سوال است.

بخشی از این کنجکاوی به نگاه ازبالابه‌پایین نسل‌های قبلی برمی‌گردد؛ نگاهی که همیشه بزرگترها نسبت به جوان‌ترها داشته‌اند و در مورد نسل زد هم تازگی ندارد. در عین حال، بخش دیگری از این مسئله به نگاه متفاوت این نسل به زندگی، انسان، جامعه و جهان برمی‌گردد که در رفتارهای آن نیز بروز پیدا می‌کند.

خبر مرتبط
آزاد ارمکی: نسل زد به شدت «ایران‌گرا» و «آرمان‌گرا» است | این نسل معارض نیست می‌خواهد جهانی زندگی کند و «میان‌دار» باشد

اقتصادنیوز: تقی آزاد ارمکی، استاد جامعه شناسی می گوید: این‌گونه نیست که نسل «زد» معارضِ متولدین دهه 60 یا 70 باشد؛ بلکه این نسل متفاوت است، اما عاملیت اصلی را پیدا کرده و سایر نسل‌ها را نیز به سمت خود می‌کشد.

یکی از مهم‌ترین تمایزهای این نسل با نسل های قبلی در این است که اعضای آن از زمانی که چشم باز کردند از اینترنت و شبکه اجتماعی بین‌المللی بهره‌مند بوده‌اند؛ امکانی که در اختیار نسل‌های قبلی نبود. همین ویژگی سبب شده است که برخی پژوهش‌ها نسل زد را آغازگر «نسل‌های جهانی» بدانند. برخی معتقدند همین ارتباطات جمعی، ارزش‌های جدیدی در ذهنیت جمعی این نسل ایجاد کرده که شاید همین چالشی برای سیاستمداران و مدیران است.

سیاستمداران، آرمان‌های ایدئولوژیکی که برای آن هزینه‌های فراوان پرداخته‌اند را در معرض چالش‌های این نسل می‌بینند و مدیران کسب‌وکارها نیز با ارزش‌های جدیدی در محیط کار رو‌به‌رو هستند.

در همین رابطه اقتصادنیوز با سعید معیدفر جامعه شناس به گفت‌وگو نشسته است. این جامعه‌شناس که معتقد است اولین بروز نسل‌ زد در ایران در تجمع کوروش مال و سپس مراسم ختم مرتضی پاشایی رخ داد، از «انقطاعی» سخن می‌گوید که بین این نسل‌ و نسل‌های قبلی وجود دارد.

در روایت معیدفر، در مورد نسل Z جای خیلی چیزها تغییر پیدا کرده که یکی از آن‌ها نوع نگاه به خانواده است. 

به گفته این جامعه‌شناس، اگر در گذشته جنبش‌ها و انقلاب‌های اجتماعی با فراخوان گروهی از نسل‌های قبلی یا «پیشگامان» شکل می‌گرفت، نسل زد نیازی به پیشگامی نسل‌های قبلی نمی‌بیند؛ چنانکه در 1401 مشاهده کردیم که آن‌ها خود پیشگام تحولات شدند.

مشروح گفت‌وگوی اقتصادنیوز با سعید معیدفر را در ادامه بخوانید؛

*****

* آقای معیدفر! پس از سال ۱۴۰۱، کاربرد اصطلاح «نسل زد» در رسانه‌ها افزایش پیدا کرده است. بنا بر تعاریف موجود، «نسل» به افراد هم‌سن‌وسالی گفته می‌شود که تجربیات مشترک اجتماعی، تاریخی و گاه تروماهای مشترکی دارند. لطفاً توضیح دهید که این تجربیات مشترک چیست، اعضای نسل Z چه کسانی هستند و چه بازه سنی را در بر می‌گیرند؟

بحث نسل زد فقط مختص به ایران نیست؛ بلکه موضوعی است که به‌طور جدی در سطح بین‌المللی مطرح شده و به ایران نیز رسیده است. شاید بتوان نسل زد را شامل گروه‌های سنی نوجوان و افرادی دانست که در آغاز جوانی قرار دارند. در این نسل، با توجه به نقش محوری رسانه‌ها و فضای مجازی، پیوستگی پیشین میان نسل‌ها و تبادل تجربیات عملاً کاهش یافته است. ویژگی بارز این نسل آن است که تجربه‌شان در واقع یک تجربه درونی است؛ به این معنا که افراد این گروه سنی بیشتر با خودشان در ارتباط‌اند تا با نسل‌های قبلی.

بین نسل Z و نسل‌های گذشته یک انقطاع رخ داده است

بنابراین، این بیشتر یک پدیده‌ جهانی است که خواه‌ناخواه، تحت تأثیر عمیق رسانه‌های مجازی و فضای دیجیتال، در ایران نیز اهمیت یافته است. رسانه‌های رسمی اعتبار خود را از دست داده‌اند و به‌تبع آن فضای مجازی و ارتباطات دیجیتال در ایران اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده‌اند. بنابراین می‌توان گفت بین این نسل و نسل‌های پیشین حتی با پدران، مادران ، یک انقطاع بنیادی اتفاق افتاده است.

یعنی اگر نسل‌های گذشته دست کم در دوران کودکی و نوجوانی ارتباطشان را با والدین و دیگران حفظ می‌کردند، این نسل عملاً از همان کودکی در فضای متفاوتی سیر می‌کند که ارتباط او را با نسل‌های دیگر تقریباً به صفر می‌رساند.

اولین بروز نسل زد در تجمع کوروش مال

آغاز این تحول در ایران را می‌توان سال ۱۳۹۳ دانست؛ زمانی که نخستین گروه از این نسل که در مقطع دبیرستان بودند، پس از امتحانات خردادماه در مجتمع کوروش گرد هم آمدند و نخستین حضور اجتماعی خود را بروز دادند. هرچند این جریان پیش از آن نیز در لایه‌های پنهان در حال رشد بود، این رویداد نقطه آغاز یک حضور جدی و میدانی به شمار می‌رفت.

مرحله بعدی را می‌توان در وقایع مربوط به درگذشت مرتضی پاشایی مشاهده کرد که حضور فعال و جدی این نسل حول محور شخصیت او، چه در بیمارستان بهمن و چه در بهشت‌زهرا، همه را شگفت‌زده کرد. من آن زمان برنامه‌ای در کهریزک داشتم و توانستم جوش‌وخروش و حضور پررنگ این نوجوانان و جوانان را از نزدیک ببینم. آنجا خود من هم شوکه شدم که این افراد چطور توانستند همدیگر را پیدا کنند، خودشان را نشان دهند و خود را به عرصه عمومی بکشانند.

چون در ایران همه چیز سیاسی می‌شود، کنش‌ورزی نسل زد هم ناگزیر با کنش سیاسی همراه است

پس از آن، وقایع سال ۱۴۰۱ رخ داد که حضور آن‌ها را در قالب یک جنبش سراسری و بسیار جدی‌تر مشاهده کردیم. اگر این نسل در سال ۹۳ در تهران و حول موضوع مرتضی پاشایی به عرصه عمومی پا گذاشت، در سال ۱۴۰۱ خود را در گستره کل کشور نشان دادند؛ واقعیتی که دیگر برای هیچ‌کس قابل انکار نبود.

اما، همان‌طور که اشاره کردم، این پدیده در سطح جهانی اهمیت یافته است، اما نحوه بروز و ظهور آن در سایر کشورها با ایران که همه چیز در آن سیاسی شده است تفاوت دارد. ازآنجاکه در ایران بسیاری از رفتارها پذیرفته نیست و با منع روبه‌روست، این پدیده در اینجا نمود متفاوتی پیدا می‌کند و حضورشان ناگزیر با کنش‌های سیاسی همراه می‌شود.

در جنبش‌های اجتماعی فراخوان با نسل‌های قبلی است، اما نسل زد پیشگام نمی‌خواهد

* حضور این نسل در فروشگاه کوروش یا مراسم ختم مرتضی پاشایی چه ویژگی‌ای داشت که شما در جایگاه یک جامعه‌شناس را هم شوکه کرد؟

معمولاً یک نکته کلیدی در اینجا وجود دارد؛ در گذشته، هرگاه واقعه‌ای عمومی یا اتفاقی رخ می‌داد، پیش‌زمینه‌اش با فراخوانی از سوی نسل‌های قبلی شکل می‌گرفت. هر جنبش یا انقلابی پیشگامانی دارد که به تعبیر مانهایم این پیشگامان از نسل‌های گذشته هستند. جوانان هم عموما به شکل پیرو به آن فراخوان می‌پیوندند. اما اتفاقی که از سال ۱۳۹۳ به بعد رخ داد، این بود که نسل Z دیگر پیشگام نمی‌خواهد و نمی‌خواهد فقط پیرو باشد؛ آن‌ها خودشان رهبرند، خودشان فراخوان می‌دهند و خودشان را هم مخاطب قرار می‌دهند. دیگر کسی از بیرون نیست که آن‌ها را مخاطب قرار دهد. بنابراین، طبیعی است که چه به لحاظ استراتژیک و چه از نظر تاکتیکی، مسیر خاص خودشان را طی کنند و دیگر از نسل‌های پیشین برای آن‌ها مسیر تعیین نمی‌شود.

نسل زد خانواده‌ها را به دنبال خود می‌کشد

* اینجاست که شما می‌فرمایید یک انقطاعی رخ داده بین آن‌ها و خانواده‌هایشان، هم از نظر تاریخی و هم سنی؟

بله. این انقطاع هم از نظر تاریخی و هم از نظر سنی رخ داده. چون ممکن است که جوانی اساسا با پیشگام نسبتی نداشته باشد و از نظر تاریخی با یکدیگر هم‌نسل نیستند. از نظر نسلی هم موضوع همان رابطه پدران، مادران و فرزندان است که اساساً روزبه‌روز ضعیف تر می‌شود.

اما نکته جالب آن است که روندی معکوسی در حال وقوع است. اگر در گذشته، نسل سنی و تاریخی پیشین مرجع و تعیین‌کننده بودند و استراتژی و تاکتیک را تعیین می‌کردند، امروز شرایط برعکس شده است؛ یعنی این اعضای «نسل زد» هستند که نسل‌های دیگر را به دنبال خود می‌کشانند و به جلو می‌برند.

معیدفر

از پدرسالاری تا فرزندسالاری، نسل زد چگونه مرجع خانواده‌ها شد؟

* به اصطلاح عامیانه مگر این نسل دست‌پرورده همین خانواده‌ها نیستند پس این انقطاع چطور رخ می دهد؟

اتفاقا نکته برجسته این است که پدرومادرها سال‌هاست عملاً به سمت «فرزندسالاری» حرکت کرده‌اند. اگر نسل‌های ما پدرسالار بودیم و همه تابع بزرگان خاندان بودند، کم‌کم کار به جایی رسید که فرزندان برای به مهم‌ترین بخش زندگی تبدیل شدند. تمام توجه ما معطوف به آینده، استقلال و بهترین بودن آن‌ها شد؛ گاهی اوقات حتی به قیمت فدا کردن خودمان. همین رویکرد فرزندسالاری و اینکه همه چیز را در خدمت فرزندان قرار دادیم، خود زمینه‌ساز این گسست شده است.

نکته دیگر این است که در گذشته بچه‌ها برای کسب اطلاعات به بزرگ‌ترها مراجعه می‌کردند، چرا که آن‌ها بیشترین تجربه و آگاهی را داشتند. اما امروز، بچه‌ها مرجع می‌شوند یعنی پدرومادرها وقتی به مشکلی برمی‌خورند بلافاصله بچه ها می‌‌روند و بچه‌ها بلافاصله پای موبایل یا کامپیوتر آن مسئله را حل می کنند. به‌این‌ترتیب این نسل آنقدر توانایی و قدرت پیدا کرده که تجارب ما در برابر آن‌ها رنگ باخته است. نسل جدید فرزندان زمان خود هستند، فناوری‌ها را بهتر می‌شناسند و در تحولاتی که در عرصه های ارتباطی رخ می دهد سرعت بیشتری دارند. فضای دیجیتال و رسانه هم به آن‌ها بسیار کمک می کند. بنابراین آنها هستند که مرجع اطلاع رسانی شده اند. این روند باعث شده تا نقش پیشگامی نسل‌های قبل تا حد زیادی کم‌رنگ شود و در عمل، خود این جوانان مرجع و رهبر این تحولات شوند.

نسل زد در حال تبدیل کردن سیاست از یک امر متعالی به امر روزمره است

* این نسل از سیاست چه می‌خواهد و چه نمی‌خواهد؟

آن‌ها در واقع می‌خواهند که سیاست را از یک امر متعالی به یک امر روزمره تبدیل کنند. متأسفانه نسل ما و نسل‌های پیشین، همواره درکی متعالی، آرمانی یا ایدئولوژیک از سیاست داشتند. در دنیای معاصر و از زمان شکل‌گیری دولت‌-ملت‌ها، سیاست تا حدی خود را به امور آرمانی، ایدئولوژیک و در راستای ایده‌های متعالی وقف می‌کرد؛ در حالی که نسل جدید می‌خواهد سیاست را به امری روزمره تبدیل کند.

شعار آن‌ها این است: «سیاست در خدمت زندگی و در خدمت من است، نه من در خدمت سیاست». در نگاه نسل‌های پیشین، افراد ابزاری برای رسیدن به اهداف متعالی و ایدئولوژیک بودند و همه باید ازخودگذشتگی می‌کردند. در آن دوران، انسان‌ها همواره ابزاری برای تحقق آرمان‌های دولتمردان یا سیاستمداران به شمار می‌رفتند.

این نسل رویکرد درستی دارد؛ نمی‌خواهد ابزار باشد

اما همان‌طور که در سال ۱۴۰۱ دیدیم، این نسل می گوید «من نباید ابزار باشم، بلکه من هدف هستم و در نهایت همه‌چیز باید در خدمت من قرار بگیرد». در نگاه این نسل، مفهومی به نام «وطن» به شکل یک آرمان تمدنی یا پروژه‌ای برای برتری‌جویی— که مستلزم فداکاری فردی باشد — اساساً معنایی ندارد؛ چراکه همین ایده‌های آرمان‌گرایانه به ظهور پدیده‌هایی مثل هیتلر در آلمان، کمونیسم در شوروی و چین، یا حتی ایده‌های بنیادگرایانه در خاورمیانه انجامید. حتی ایده‌هایی مانند احیای ملت یهود در اسرائیل که با بزرگترین کشتارها و وحشی‌گری‌ها رخ داد به علت همین سیاست‌های آرمان گرایانه و ایدئولوژیک رخ داد.

نسل جدید می‌خواهد تمام این ساختارها را در هم بشکند. او می‌پرسد: «چرا باید تابع این سیستم باشم و زندگی‌ام را فدا کنم تا فلان آرمان محقق شود؟» شاید بتوان از این تعبیر استفاده کرد که این نسل، نوعی فضای آنارشیسم را می‌طلبد؛ نه به آن معنای اشتباهی که با نام هرج‌و‌مرج می‌شناسیم، بلکه فضایی که در آن دولت‌ها باید کنار بروند و از سلطه‌ای که بر جامعه، مردم و همه‌چیز دارند، دست بکشند. در واقع، انسان و زندگی انسانی اصل است. بنابراین، می‌توان گفت این نسل در حال به چالش کشیدن عرصه حکومت و دولت است و معتقد است که قدرت و اقتدار دولت باید کاهش پیدا کند و همه‌چیز در اختیار مردم و جامعه قرار گیرد. شخصاً فکر می‌کنم این رویکرد کاملاً درستی است.

در عین حال، این نسل بیشتر نگاه جهان‌وطنی دارد و برای او فرقی نمی‌کند که ایرانی است یا شهروند نقطه‌ای دیگر از جهان، اما مهم این است که می‌تواند با فردی در آن‌سوی دنیا ارتباطی قوی و عمیق برقرار کند. بنابراین، خود این فناوری‌ها و شرایط زیست دیجیتال کمک می‌کنند تا از مرزهای دولت و حکومت عبور کنیم و فرصت‌هایی برای بهبود روابط انسانی فراهم شود؛ آن هم فارغ از مذهب، ملیت، یا قیدوبندهای دیگری که حاکمیت‌ها و ایدئولوژی‌ها تحمیل کرده‌اند.

نسل زد قاعده خوب درس بخوان تا شغل خوبی جایزه بگیری را زیر سوال برد

* در مورد اقتصاد چطور؟ دست‌کم بخشی از نسل ما همیشه دنبال شغل رسمی با حقوق ثابت بود که سر ساعت برود و سر ساعت برگردد. اما به نظر می‌رسد این نگاه در نسل زد چندان جایی ندارد و فعالیت‌هایی در قالب فریلنسری و یوتیوبر شدن را بیشتر در آن‌ها می‌بینیم. اولا چنین برداشتی درست است؟ ثانیاً این روحیه از کجا می‌آید؟

این نگاه از همان روحیه‌ای می‌آید که به آن اشاره کردم. وقتی شما به یک نظم حکومتی تن بدهید، آن نظم و سلسله مراتب جایگاه شما را چه در شغل، چه در ازدواج و چه در سایر عرصه‌های زندگی تعیین می کند. بنابراین شما شهروند کشوری با نظم و سلسله‌مراتب خاصی هستید.

برای اینکه بتوانید کاری پیش ببرید و به جایی برسید، باید درس بخوانید و چارچوب‌های اخلاقی و تعلیم و تربین آن را بپذیرید؛ باید به مدرسه بروید که علاوه بر دریافت آموزش‌های علمی، از نظر تربیتی نیز شما را به شکل یک «شهروندمدار» بار می‌آورند. نهایتا جایزه فرد این خواهد بود که شغل و جایگاه خوبی به او بدهند. این رویه‌ای است که تا به امروز حاکم بوده است.

اما این نسل، به نوعی می‌خواهد تمام این ساختارها را به هم بریزد و زیر سؤال ببرد. او می‌گوید: «من دیگر این امتیازها را نمی‌خواهم و این مدل تربیت را هم نمی‌پذیرم.» این دقیقاً همان عبور از «جایگاه‌های از‌پیش‌تعیین‌شده» است. این نسل به جای اینکه به دنبال کسب جایگاه‌ها و موقعیت‌های سنتی باشد، کم‌کم به دنبال این است که چطور می‌تواند مفید واقع شود، چگونه برای خودش یک کارآفرین خاصی باشد، یا چطور با هم‌نسلان خودش شبکه‌سازی و همکاری کند. تمامی این واکنش‌ها و تغییر مسیرها، دقیقاً در بستر همان مجموعه اقتدار مرکزی و نظم ایدئولوژیک اعمال شده است.

نسل زد می‌تواند نظام‌های جهانی را به چالش بکشد

* گفتید؛ این نسل، یک نسل جهانی است و در همه جای دنیا، با وجود تفاوت‌هایی، دسترسی زیادی به ارتباطات دارند؛ آیا اعضای این نسل می‌توانند در پیوند با هم یک شبکه جهانی درست کنند؟ چه دورنمایی می‌توان برای جهانی دانست که تحت تاثیر این نسل قرار می‌گیرد؟

این قاعدتا چیزی است که اتفاق خواهد افتاد. همین حالا هم آن‌ها با هم ارتباطاتی دارند. اما اینکه بتوانند در فرآیندهای جهانی تاثیر عمیقی بگذارند و باعث تغییرات عمده‌ای شوند نیازمند زمان بیشتری است.

احتمالاً اولین تحولات ناشی از این نسل، ابتدا در چارچوب‌های ملی رخ می‌دهد، سپس به‌تدریج به سطح منطقه‌ای و در نهایت به سطح جهانی کشیده می‌شود. قطعاً این اتفاق رخ می‌دهد و آن‌ها می‌توانند بر روندهای جهانی اثرگذار باشند. شاید این موضوع در آینده یکی از جدی‌ترین چالش‌های نظام‌های جهانی مثل نظام سرمایه‌داری یا نظام‌های مقتدر جهانی باشد. با‌وجود‌این چندوچون اثرگذاری این نسل در سطح بین‌الملل نیازمند گذر زمان است.

شاید بتوان وقایع «بهار عربی» را تا حدی پیش‌زمینه‌ای برای این جریان بدانیم چراکه در این وقایع شاهد تحولاتی منطقه‌ای آن‌هم بدون حضور یک رهبر یا پیشوا بودیم. البته شاید از‌آنجاکه این وقایع نخستین گام‌های این مسیر بودند نتوانستند به موفقیت کامل برسند. اما به‌هرحال خود همان رویدادها نشانه‌ای است از اتفاقاتی که ممکن است در آینده، به‌شکلی عمیق‌تر و اساسی‌تر، آثار خود را بر روند تحولات منطقه‌ای و جهانی بر جا بگذارد.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O