میراث پیچیده یک سیاستمدار در دولت بوش، اوباما، بایدن و ترامپ

معمار پشت‌پرده سیاست آمریکا در خاورمیانه | افشای راهبرد کلی چهره پرنفوذ کاخ سفید در جنگ علیه ایران

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۹۷۰۱
اقتصادنیوز: پرسش اصلی درباره آینده سیاست های مک‌گورک، فراتر از خود اوست. درحقیقت این پرسش به آینده سیاست آمریکا در خاورمیانه مربوط می‌شود؛ این که آیا آمریکا به مسیر فعلی، یعنی مدیریت بحران‌ها و تمرکز بر دستاوردهای کوتاه‌مدت ادامه خواهد داد، یا به‌دنبال یک تغییر اساسی در رویکرد خود خواهد بود؟
معمار پشت‌پرده سیاست آمریکا در خاورمیانه | افشای راهبرد کلی چهره پرنفوذ کاخ سفید در جنگ علیه ایران

به گزارش اقتصادنیوز، در دو دهه گذشته، سیاست آمریکا در قبال خاورمیانه همواره با نام‌هایی که پشت صحنه تصمیم‌گیری ها ایستاده‌اند، گره خورده است. در میان این نام ها، «برت مک‌گورک» به‌عنوان چهره‌ای ماندگار و اثرگذار نقشی کلیدی در مدیریت بحران‌ها، شکل‌دهی به ائتلاف‌ها و تعیین مسیر مداخلات واشنگتن داشته است؛ نقشی که همزمان او را به یکی از معماران ثبات نسبی و یکی از متهمان تداوم بی‌ثباتی در منطقه تبدیل کرده است.

برت مک‌گورک کیست و چگونه وارد سیاست شد؟

دیون نیسنباوم در فارن پالیسی نوشت: «برت مک‌گورک» حقوقدان و دیپلماتی آمریکایی است که مسیر حرفه‌ای خود را از حوزه حقوق آغاز کرد و به‌تدریج وارد ساختار تصمیم‌گیری امنیتی آمریکا شد. او پس از تحصیل در رشته حقوق، فعالیتش را در دولت جورج بوش پسر آغاز کرد و خیلی زود به یکی از چهره‌های کلیدی در پرونده عراق تبدیل شد. حضور میدانی در بغداد و مشارکت در مذاکرات سیاسی این کشور، نقطه عطفی در کارنامه او بود که باعث شد به‌عنوان یک کارشناس برجسته در امور خاورمیانه شناخته شود.

خبر مرتبط
مذاکرات اسلام آباد؛ وقفه کوتاه در جنگ یا پایان بحران نظامی بزرگ در خاورمیانه؟ | مشکلات اصلی پابرجاست

اقتصادنیوز: یکی از مهم‌ترین ابهام‌های کنونی این است که آیا تنگه هرمز واقعا برای عبور نفتکش‌ها باز می شود یا نه. ایران گفته است که اجازه عبور بیشتری به نفت کش ها می‌دهد، بدون شفاف‌سازی کامل درباره شرایط کلی.

مک‌گورک در ادامه در دولت‌های باراک اوباما، دونالد ترامپ و جو بایدن نیز نقش‌های مهمی ایفا کرد. از هماهنگی ائتلاف ضد داعش گرفته تا مشاوره در بالاترین سطوح امنیت ملی. همین تداوم حضور در دولت‌های مختلف، او را به یکی از معدود چهره‌های ثابت و پرنفوذ در سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا تبدیل کرده است.

حفظ نفوذ در دولت های مختلف

برت مک‌گورک از معدود مقاماتی است که توانسته تا در دولت‌های مختلف جمهوری‌خواه و دموکرات، نقش خود را حفظ کرده و به چهار رئیس‌جمهور آمریکا در موضوعات حساس منطقه‌ای مشاوره دهد. این تداوم حضور نه‌تنها نشان‌دهنده مهارت او در سازگاری با تغییرات سیاسی در واشنگتن است، بلکه بیانگر جایگاه ویژه‌ او در ساختار تصمیم‌گیری امنیتی آمریکاست.

بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که برای درک سیاست آمریکا در خاورمیانه، باید کارنامه و تفکر مک‌گورک را به‌دقت بررسی کرد، چرا که او در شکل‌دهی به بسیاری از تصمیمات کلیدی، از جنگ گرفته تا مذاکرات دیپلماتیک، نقشی مستقیم داشته است.

مک

 آرمان گرایی تا عملگرایی سر سخت

مک‌گورک فعالیت حرفه‌ای خود را در دوره‌ای آغاز کرد که آمریکا با اعتمادبه‌نفس بالا و نگاهی آرمان‌گرایانه وارد خاورمیانه شده بود. جنگ عراق که قرار بود به ایجاد یک الگوی دموکراتیک در منطقه منجر شود، در ابتدا بسیاری از سیاست‌گذاران آمریکایی را به این باور رسانده بود که می‌توان با مداخله نظامی، ساختارهای سیاسی کشورها را بازسازی کرد. اما تجربه‌های میدانی، هزینه‌های سنگین انسانی و مالی، و پیچیدگی‌های اجتماعی و سیاسی عراق، به‌تدریج این نگاه را زیر سؤال برد.

مک‌گورک نیز از این تحول مستثنا نبود. او که در ابتدا با همین رویکرد آرمان‌گرایانه وارد عرصه شده بود، به‌مرور به این نتیجه رسید که سیاست خارجی نمی‌تواند بر پایه آرزوها و ایده‌آل‌ها پیش برود. این تغییر دیدگاه، او را به یک عمل‌گرای سرسخت تبدیل کرد؛ کسی که معتقد است باید با واقعیت‌های موجود کار کرد، نه با آنچه «باید» باشد. از این نقطه به بعد، مک‌گورک تمرکز خود را بر مدیریت بحران‌ها، کاهش خسارت‌ها و دستیابی به نتایج قابل تحقق گذاشت، حتی اگر این نتایج ناقص و موقتی باشند.

کارنامه عملیاتی؛ از عراق تا داعش

در طول سال‌ها، مک‌گورک در بسیاری از پیچیده‌ترین بحران‌های خاورمیانه نقش داشته است. یکی از مهم‌ترین این موارد، مبارزه با گروه داعش بود؛ جایی که او به‌عنوان هماهنگ‌کننده ائتلاف بین‌المللی نقش مهمی در ایجاد همکاری میان نیروهای محلی، متحدان منطقه‌ای و قدرت‌های جهانی ایفا کرد. این تلاش‌ها در نهایت به شکست سرزمینی داعش انجامید، هرچند تهدید این گروه به‌طور کامل از بین نرفت.

با این حال، کارنامه او تنها شامل موفقیت‌ها نیست. برخی از تصمیماتی که او در آن‌ها نقش داشته، بعدها به‌شدت مورد انتقاد قرار گرفتند. حمایت از برخی رهبران سیاسی در عراق، که به گفته منتقدان به تشدید شکاف‌های قومی و مذهبی کمک کرد یکی از این موارد است. همچنین همکاری نزدیک با نیروهای کرد در سوریه هرچند در مبارزه با داعش مؤثر بود، اما باعث تنش جدی در روابط آمریکا با ترکیه که یکی از متحدان مهم ناتو است، شد.

مک 1

بازگشت به مرکز توجه با جنگ‌های جدید

حوادث سال‌های اخیر و به‌ویژه جنگ غزه، بار دیگر مک‌گورک را به مرکز توجه ها بازگرداند. در این بحران او نقش مهمی در هماهنگی سیاست‌های آمریکا ایفا کرد؛ از حمایت نظامی از اسرائیل گرفته تا تلاش برای مدیریت واکنش‌های منطقه‌ای و پیشبرد مذاکرات برای آتش‌بس و آزادی گروگان‌ها. این نقش فعال، همزمان باعث افزایش نفوذ او و شدت گرفتن انتقادات شد.

مک‌گورک در این دوره از ادامه حمایت نظامی از اسرائیل دفاع کرد و معتقد بود که محدود کردن این حمایت می‌تواند پیامدهای منفی برای امنیت منطقه و منافع آمریکا داشته باشد. اما منتقدان این رویکرد را به‌عنوان نادیده‌گرفتن پیامدهای انسانی جنگ و بی‌توجهی به حقوق غیرنظامیان مورد انتقاد قرار دادند.

تشدید درگیری با ایران

در چارچوب تشدید درگیری میان آمریکا، اسرائیل و ایران، برت مک‌گورک به‌عنوان یکی از چهره‌های کلیدی در معماری سیاست های واشنگتن مطرح می‌شود.

هرچند او به طور مستقیم در میدان نبرد حضور ندارد، اما نقش او در سطح طراحی و هدایت راهبرد کلی آمریکا اهمیت دارد؛ راهبردی که به‌تدریج از درگیری‌های محدود و قابل کنترل به سمت فشار ساختاری بر ایران، به‌ویژه از طریق هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی و افزایش هزینه‌های اقتصادی و سیاسی برای تهران حرکت کرده است.

در این چارچوب، سیاست‌گذاری آمریکابه سمت نوعی جنگ فرسایشی پیش می‌رود که هدف آن نه لزوما پیروزی سریع، بلکه تضعیف توان داخلی و منطقه‌ای ایران و محدود کردن گزینه‌های دیپلماتیک آن است؛ روندی که همزمان سطح تنش را بالا برده و فضای مانور برای کاهش بحران را تنگ‌تر کرده است.

مدیریت یا تثبیت بحران ها؟

یکی از اصلی‌ترین محورهای انتقاد از مک‌گورک، تمرکز بیش از حد او بر راه‌حل‌های کوتاه‌مدت است. منتقدان می‌گویند این رویکرد باعث شده که مسائل ریشه‌ای مانند ساختارهای سیاسی ناکارآمد، شکاف‌های اجتماعی و درگیری‌های تاریخی نادیده گرفته شوند. در نتیجه، بحران‌ها به‌جای حل شدن، به شکلی مزمن ادامه پیدا می‌کنند.

برای مثال در مسئله فلسطین، بسیاری بر این باورند که سیاست‌های آمریکا که بیشتر بر مدیریت درگیری‌ها متمرکز بوده، نتوانسته به یک راه‌حل پایدار منجر شود. به همین ترتیب، در عراق و سوریه نیز، نبود یک استراتژی بلندمدت باعث شده که دستاوردهای مقطعی به‌سرعت از بین بروند و زمینه برای بازگشت بی‌ثباتی فراهم شود.

وقتی منافع بر اخلاقیات اولویت دارند

حضور مک‌گورک در دولت بایدن که با شعار بازگرداندن حقوق بشر به مرکز سیاست خارجی روی کار آمد، از همان ابتدا محل بحث بود. نقش او در بهبود روابط با عربستان سعودی حتی پس از ماجرای قتل جمال خاشقجی، باعث شد بسیاری این پرسش را مطرح کنند که آیا آمریکا واقعا به ارزش‌های اعلام‌شده خود پایبند است یا نه.

منتقدان معتقدند که این نوع تصمیم‌گیری نشان‌دهنده اولویت‌دادن به منافع استراتژیک بر ارزش‌های اخلاقی است. از سوی دیگر، حامیان مک‌گورک استدلال می‌کنند که در دنیای واقعی سیاست، چنین انتخاب‌هایی اجتناب‌ناپذیر است و نمی‌توان بدون در نظر گرفتن پیامدهای امنیتی و اقتصادی، تنها بر اساس اصول اخلاقی تصمیم‌گیری کرد،

مک گوری و بیبی

واقع‌گرایی؛ ضرورت یا توجیه تصمیم گیری ها؟

یکی از بحث‌های مهم درباره مک‌گورک، این است که آیا واقع‌گرایی او یک ضرورت است، یا بهانه‌ای است برای توجیه سیاست‌های بحث‌برانگیز. حامیانش می‌گویند که او به‌خوبی محدودیت‌های قدرت آمریکا را درک کرده و تلاش کرده تا در چارچوب این محدودیت‌ها بهترین تصمیمات ممکن را بگیرد. آن‌ها معتقدند که بسیاری از منتقدان، پیچیدگی‌های واقعی منطقه را نادیده می‌گیرند و انتظار راه‌حل‌های ساده برای مشکلات پیچیده دارند.

در مقابل، منتقدان بر این باورند که این نوع واقع‌گرایی، در عمل به نوعی پذیرش وضعیت موجود و نادیده‌گرفتن فرصت‌های تغییر منجر شده است. از نگاه آن‌ها اگرچه سیاست‌های آرمان‌گرایانه ممکن است با ریسک همراه باشند، اما بدون آن‌ها نیز امکان ایجاد تغییرات اساسی وجود ندارد.

میراثی پیچیده و چندلایه 

بنابراین، کارنامه مک‌گورک ترکیبی از موفقیت‌ها و ناکامی‌هاست. او در برخی موارد توانسته به نتایج ملموس دست یابد، اما در عین حال بسیاری از بحران‌هایی که او در آن‌ها نقش داشته، همچنان ادامه دارند یا حتی پیچیده‌تر هم شده‌اند.

این دوگانگی باعث شده که ارزیابی میراث او دشوار باشد. برای برخی او نماد ثبات و تداوم در سیاست‌گذاری است؛ فردی که در شرایط دشوار توانسته از بدتر شدن اوضاع جلوگیری کند. برای برخی دیگر اما، نماد سیاستی است که به‌جای حل مشکلات، آن‌ها را به شکل کنترل‌شده حفظ کرده است.

مک گوری

مسیر ادامه خواهد داشت؟

پرسش اصلی درباره آینده سیاست های مک‌گورک، فراتر از خود اوست. درحقیقت این پرسش به آینده سیاست آمریکا در خاورمیانه مربوط می‌شود؛ این که آیا آمریکا به مسیر فعلی، یعنی مدیریت بحران‌ها و تمرکز بر دستاوردهای کوتاه‌مدت ادامه خواهد داد، یا به‌دنبال یک تغییر اساسی در رویکرد خود خواهد بود؟

پاسخ به این پرسش‌ها هنوز روشن نیست. اما آنچه مسلم است، این است که نقش افرادی مانند مک‌گورک در شکل‌دهی به این مسیر، همچنان تعیین‌کننده خواهد بود؛ چه در موفقیت‌ها و چه در شکست‌ها.

پربازدیدترین‌ها
از دست ندهید
لوتوس پارسیان - O