جنگی خارج از معادله واقعی رقابت به روایت «فارن پالیسی»

رمزگشایی از رویکرد محتاطانه چین در معادله جنگ آمریکا علیه ایران | چرا بحران نفت، پکن را دچار شوک فوری نکرد؟

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۹۱۶۱
اقتصادنیوز: برنامه امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۲۵ نیز بر رقابت با چین تأکید کرده و مهار آن در آسیا را یک اولویت درنظر گرفته است. برخی تحلیلگران حتی جنگ با ایران را در چارچوب فشار بر چین و قطع ارتباط آن با شرکای منطقه‌ای‌ تفسیر کرده‌اند.
رمزگشایی از رویکرد محتاطانه چین در معادله جنگ آمریکا علیه ایران | چرا بحران نفت، پکن را دچار شوک فوری نکرد؟

به گزارش اقتصادنیوز، در شرایطی که رقابت ابرقدرتی میان آمریکا و چین بیش از هر زمانی نمایان است، هر تصمیمی از سوی واشنگتن برای ورود به جنگ با این معیار سنجیده می شود که آیا این تصمیم موقعیت آمریکا را در برابر چین تقویت می‌کند یا نه.

سابقه دخالت در دوران جنگ سرد

فارن پالیسی نوشت: در دوران جنگ سرد، آمریکا جنگ‌های کره و ویتنام را برای مقابله با نفوذ شوروی پیش برد و حتی در بحران سوئز سال ۱۹۵۶، بریتانیا و فرانسه را وادار کرد تا برای جلوگیری از مداخله شوروی، نیروهای خود را به عقب بکشند.

خبر مرتبط
2 خطای راهبردی ترامپ در جنگ با ایران | برای درک واقعیت جنگ کمی دیر است | جنگ چگونه پایان می‌یابد؟

اقتصادنیوز: آمریکا به این تصور که همه مسیرها در نهایت به تسلیم طرف مقابل، یا از طریق جذب شدن به قدرت آمریکا یا از طریق تسلیم محض ختم می‌شوند، عادت کرده بود؛ اما این منطق درباره کشورهایی که محاسبات متفاوتی دارند صدق نمی‌کند. کشورهایی که سال‌ها تحت تحریم و فشار بوده‌اند، راه‌های بقا و ادامه بازی را یاد گرفته‌اند.

نقش معادله چین در جنگ با ایران

با این منطق، حمله گسترده آمریکا علیه ایران نمونه‌ای روشن از اهمیت چین در در محاسبات راهبردی است. در این میان، برنامه امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۲۵ نیز بر رقابت با چین تأکید کرده و مهار آن در آسیا را یک اولویت درنظر گرفته است. برخی تحلیلگران حتی جنگ با ایران را در چارچوب فشار بر چین و قطع ارتباط آن با شرکای منطقه‌ای‌ تفسیر کرده‌اند.

این درحالی است که در میدان به‌سختی می‌توان نشانه‌ای از بهبود موقعیت آمریکا در برابر چین، توسط عملیات خشم حماسی را یافت.

چین و آمریکا

غیبت چین عاملی برای جسورتر شدن آمریکا است

در حقیقت، این دقیقا عدم حضور نظامی چین در خاورمیانه است که آمریکا را به سمت جنگ سوق داده است. اگر چنین حمله‌ای در دوران جنگ سرد انجام می‌شد، واشنگتن نگران واکنش نظامی شوروی بود. اما امروز به‌دلیل حضور محدود چین در این منطقه، چنین نگرانی‌ای وجود ندارد.

با این حال ورود آمریکا به درگیری‌هایی در خاورمیانه یا سایر نقاط حاشیه‌ای رقابت با چین، خطر تشدید وضعیت بحران را به همراه دارد و می‌تواند به روابط آمریکا با متحدانش آسیب بزند.

استدلال‌های ناتمام

نویسنده مدعی شد: از منظر تئوریک، برخی استدلال می‌کنند که این جنگ می‌تواند حکومت تهران که نزدیکی زیادی با چین دارد را سرنگون کرده و جریان نفت به چین را مختل سازد. این تحلیلگران در ادامه مدعی اند که آمریکا می‌خواهد تا با نمایش قدرت نظامی خود، چین را از حمله به تایوان بازدارد. در واقعیت اما چنین استدلال‌هایی چندان قانع‌کننده نیستند.

تعیین سیاست‌های ایران با چین نیست

ممکن است که حملات آمریکا توان نظامی ایران را مقداری کاهش داده باشد، اما این تصور که چین یک محور را منسجم با ایران تشکیل داده است، یک پیش‌فرض اغراق‌آمیز است. هرچند حضور ایران باعث می‌شود تا آمریکا در خاورمیانه درگیر بماند، اما پکن توانایی تعیین سیاست‌های تهران یا مسکو را ندارد.

در واقع، پکن به‌دنبال ایجاد توازن در روابط خود با کشورهای مختلف منطقه از جمله عربستان سعودی است و تمرکز اصلی‌ را بر ثبات و همکاری اقتصادی قرار داده است. این درحالی است که حتی با فرض اینکه ایران روزی تصمیم به دستیابی به سلاح هسته‌ای بگیرد، چین با آن به شدت مخالف است، چرا که چنین اقدامی می‌تواند بی‌ثباتی ایجاد کرده و بهانه‌ را برای حمله نظامی فراهم کند.

بحران نفت دامن پکن را نگرفت

جنگ آمریکا علیه ایران بدون شک به تأمین نفت چین آسیب می‌زند، زیرا بخش بزرگی از واردات انرژی این کشور از خاورمیانه تأمین می‌شود. با این حال، چین برای چنین سناریویی از قبل خود را آماده کرده بود. این کشور علاوه بر تولید داخلی، ذخایر عظیمی از نفت ایجاد کرده بود. همچنین منابع وارداتی خود را متنوع ساخته و سبد انرژی‌ خود را میان منابع مختلفی مانند نفت، گاز، زغال‌سنگ، انرژی هسته‌ای و تجدیدپذیرها تقسیم کرده است. در نتیجه برخلاف تصور، این بحران چین را دچار شوک فوری نمی‌کند.

چین

آمریکا احتمالا بیشترین‌ هزینه را متحمل خواهد شد

در مقابل، بحران نفت ناشی از این جنگ به اقتصاد آمریکا و همچنین اقتصاد متحدانش از جمله ژاپن، کره جنوبی و کشورهای عضو ناتو آسیب می‌زند. حتی درخواست ترامپ از چین برای کمک به بازگشایی تنگه هرمز نشان می‌دهد که تضعیف چین، عامل اصلی در تصمیم‌گیری برای آغاز این جنگ نبوده است.

تلاش برای قدرت‌نمایی نظامی

رهبران چین و ارتش این کشور با دقت قدرت‌نمایی نظامی آمریکا را دنبال می‌کنند. ارتش آمریکا همچنان از نظر فناوری و تجربه عملیات پیچیده پیشرفته‌تر است و حتی در حملات اخیر از هوش مصنوعی در مقیاسی بی‌سابقه استفاده کرده است. با این حال برخلاف گذشته دیگر شکاف عظیمی میان توان نظامی چین و آمریکا وجود ندارد.

چین اکنون اعتماد بیشتری به قدرت نظامی خود دارد و می‌داند که در صورت درگیری در آسیا، از مزیت جغرافیایی برخوردار است. هر جنگی در نزدیکی چین، بسیار متفاوت و پیچیده‌تر از عملیات‌هایی مانند بمباران ایران خواهد بود.

چرا چین وارد بازی نشد؟

واکنش محتاطانه چین به این جنگ تعجب‌آور نیست. پکن نه تعهد امنیتی مستقیمی به ایران دارد و نه حضور نظامی دائمی در منطقه‌ای که بتواند در روند جنگ تأثیر بگذارد. هرچند از نظر تئوریک امکان اعزام نیرو وجود دارد، اما چنین اقدامی پرریسک است و آمادگی برای اجرای عملیات گسترده در فاصله‌ای دور از سرزمین اصلی همچنان محل تردید است.

جنگی خارج از معادله واقعی رقابت

رویکرد محتاطانه چین نشانه ضعف نیست، بلکه نشان‌دهنده منطق رقابت ژئوپلیتیک با آمریکاست. آنچه در خاورمیانه در حال رخ دادن است بیش از آنکه به رقابت مستقیم چین و آمریکا مربوط باشد، ناشی از خلأ یک قدرت بازدارنده است؛ خلأیی که آمریکا را به سمت جنگی سوق داده که لزوما موقعیتش را در برابر چین تقویت نمی‌کند.

پربازدیدترین‌ها
از دست ندهید
لوتوس پارسیان - O