اعتراف مردی که همسر و مادرزنش را کشت بعد از 7 ماه/ به زنم گفتم طلاهایت را بده با آن کار کنم، نداد
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از روزنامه ایران، اوایل تیر امسال مرد جوانی در تماس با پلیس از قتل همسر و مادرزنش در خانهشان واقع در خیابان کارگر جنوبی تهران خبر داد.
وقتی تیم جنایی به طبقه چهارم ساختمان رسیدند به محض ورود با پیکرهای خونین زن میانسال و دختر جوانش روبهرو شدند که با ضربات کارد به قتل رسیده بودند.
مرد جوان در تحقیقات گفت: «دیروز همسرم را به خانه مادرش رساندم و رفتم، امروز که برای سرزدن به آنها آمدم در را باز نکردند و تلفنشان هم پاسخگو نبود زنگ همسایه را زدم و خواستم در را باز کنند.»
در ادامه همسایهها مدعی شدند روز قبل از این حادثه صدای فریاد و درگیری را از خانه آنها شنیده بودند، اما چون صداها زود قطع شده بود توجهی نکرده بودند.
سرقت طلاهای مقتول
با شروع تحقیقات پلیسی به دستور بازپرس تبریزی اجساد زن 39 ساله و مادر60 سالهاش در حالی به پزشکی قانونی انتقال داده شد که معاینات اولیه متخصصان پزشکی قانونی در صحنه جنایت نشان میداد که روز قبل و درست لحظاتی بعد از اینکه مرد جوان، همسر خود را به خانه مادرش رسانده جنایات رقم خورده است.
در بازرسی از خانه مشخص شد که سه میلیارد تومان شمش طلا و سکه از خانه به سرقت رفته است. بنابراین فرضیه قتل به خاطر سرقت مطرح شد.
در ادامه تحقیقات مشخص شد زن جوان از ازدواج قبلی خود یک دختر نوجوان دارد و تحقیقات از این دختر و پدرش نیز در دستور کار قرار گرفت اما آنها اطلاعی از وقوع جنایت نداشتند. پس از دستگیری و بازداشت چند مظنون دیگر باز هم سرنخی از عامل یا عاملان قتل به دست نیامد تا اینکه مشخص شد مقتول طلاهایش را در جای خاصی مخفی میکرده، بنابراین فرضیهای که روی میز بازپرس شعبه هشتم دادسرای امور جنایی و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت این بود که عامل جنایت به خانه آشنایی کامل داشته است و از طرفی در ورودی خانه سالم بود و این مسأله احتمال جنایات از سوی فردی آشنا را پررنگ میکرد.
بدین ترتیب باردیگر تحقیقات روی همسر دوم مقتول متمرکز و مرد جوان بازداشت شد. گرچه او ابتدا منکر قتلها بود اما در مواجهه با مدارک و شواهد پلیسی به قتل همسر و مادر زنش با گذشت 7 ماه از جنایت اعتراف کرد.
سامان، بعد از اعتراف به قتلها در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت تا به بازسازی صحنه جنایات بپردازد.
او در رابطه با انگیزه خود از جنایتها گفت: «من تراشکارم و وضع مالیام خوب نبود. زمانی که همسرم طلا و شمشهایش را از صندوق امانات بانک گرفت تا در خانه مادرش جاساز کند به او گفتم که طلاهایت را به من بده تا با آنها کار کنم اما قبول نکرد. من تصمیم داشتم بعد از مدتی طلاها را به او برگردانم اما قبول نمیکرد و همین مسأله علت اصلی دعواهای ما شده بود.»
چرا او را کشتی؟
چون حاضر نبود طلاهایش را به من بدهد. همیشه با هم دعوا داشتیم. من میدانستم طلاها خانه مادرش است روز حادثه به او گفتم به خانه مادرت برو و کمی استراحت کن تا آرام شوی بعد خودم او را به آنجا رساندم، اما قصدم سرقت طلاها بود. هنوز چند دقیقهای از ورودم نگذشته بود که دوباره جروبحثمان شد و من با چاقویی که آنجا بود چندین ضربه به همسرم زدم.
مادر همسرت کجا بود؟
او به محض شنیدن صدای دعوا خودش را به ما رساند تا جلوی درگیری را بگیرد اما او را هم با چاقو به قتل رساندم. بعد هم کیف طلاها را خالی کردم و رفتم. منتها طوری صحنهسازی کردم که تصور کنند سارقان این جنایت را مرتکب شدهاند.
ارسال نظر